پادمان سازمان فرهنگي-سياسي خودرهاگران — خودرهاگران


Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
25 June 2017 /  یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶

پادمان سازمان فرهنگی-سیاسی خودرهاگران

  • پیشگفتار:

مبارزات سیاسی در طول یک صد سال گذشته ملت ایران نتوانسته است با خود آزادی به همراه آورد. جنبش مشروطیت در ۱۲۸۵، جریان جمهوریخواهی در پایان دوره ی قاجار)؛ نهضت ملی شدن نفت ۱۳۳۲و انقلاب سال ۱۳۵۷ هیچ یک نتوانستند خواست مردم مبتنی بر آزادی، عدالت و قانون سالاری را برآورده سازند. این عدم موفقیت علیرغم تلاش های فراوانی بود که مردم ایران در طول یک قرن گذشته با فداکاری و جان فشانی صورت دادند. بنابراین، مشکل کمیت حرکت های آزادیخواهانه و یا حتی کمبود آزادیخواهان نیست، که همانا مشکل، کیفی است. کیفیت جنبش های آزادیخواهی و آزادیخواهان است که دچار ضعف و اشکال است. بنابراین، برپاساختن یک جنبش آزادیخواهی دیگر که در خرداد ۱۳۸۸ مقدمات آن فراهم آمد نمی تواند به طور جبری یا خودکار، آزادی عدالت اجتماعی و مردم سالاری را به ارمغان آورد مگر آن که این مشکل کیفی حل شود.

این مشکل کیفی کجاست؟

نخست در این که اکثریت شرکت کنندگان در جنبش ها از آن درجه از آگاهی و به طور دقیق تر خودآگاهی برخوردار نبوده اند تا بدانند چرا بپا خاسته اند و چگونه می خواهند حرکت خود را تا مرحله ی تامین و تضمین آزادی به پیش برند. تا زمانی که این آگاهی شکل نگیرد ما از دایره بسته استبدادسالاری-استبدادمنشی- استبدادپذیری بیرون نخواهیم رفت و هر بار یک استبداد جایگزین استبداد قبلی می شود.

برای کسب این آگاهی باید تلاشی منظم، وسیع و هدفمند صورت گیرد. این تلاش می بایست اصول پایه ای عمل خود را داشته باشد:

  1. پایبندی بی قید و شرط به ارزش های انسانی (اخلاق گرایی)
  2. بکارگیری عقلانیت (یعنی منطق و دانش جدید) در به ثمر رساندن جنبش و مدیریت فردای آن (خردگرایی)

در تاریخ سیاسی ایران حرکت های متعددی با آرمان های متفاوت به راه افتاده اند: جامعه بی طبقه، جامعه ی بی طبقه توحیدی، جامعه ی انقلابی، مملکت امام زمانی، افتخار ملی و… اما هیچ یک ازاین آرمان ها نتوانسته اند بند استبداد را از پای این ملت رها سازد و او را به آزادی رساند. براساس این تجربه می توان یک حرکت و مسیر متفاوت را عنوان کرد که در آن هیچ آرمانی بالاتر از انسان قرار نمی گیرد. یک حرکت انسان مدار که بر این باور استوار است:

احترام نهادینه به جان و کرامت انسان (انسان محوری)

به نظر می رسد که اگر شمار کثیری از مردم به گونه ای خودآگاه و ارادی به این اصل باورآورند می توان تغییراتی بنیادین را در جامعه رقم زد. دستیابی به این شمار کثیر با کار روشنگری و آگاه سازی میسر است و این کار نیز نیاز به تلاش جمعی و هدفمند دارد.

به همین دلیل ما برخی از کسانی که به چنین آرمانی باور داریم برآن شدیم تا براساس این اصل یک حرکتی جمعی و سازماندهی شده را آغاز کنیم.

  • جامعه ی ایده آل خودرهاگران چگونه است؟

چنین جامعه ای، چنان چه در بالا آمد، از یک شاخص مهم برخوردار است که برای «خودرهاگران» به عنوان یک هدف مادی مشخص قابل تعقیب است: حفظ نهادینه ی جان وحرمت انسانی

این، یعنی تامین امنیت نهادینه ی زندگی تک تک افراد هم از حیث جسمانی و هم از حیث روحی. این حفاظت نهادینه از دو طریقصورت می گیرد: ترویج فرهنگ مدنی (فرهیخته سازی) و قانون سالاری

فرهیخته سازی اجتماعی>>>> <<<< حاکمیت قانون

  • دستیابی به یک چنین ایده آلی میسرنیست مگر از طریق یک جامعه انسان محور که سه پدیده ی دارای روابط متقابل در آن تامین و تضمین شده باشد:
  • آزادی
  • عدالت اجتماعی
  • مردمسالاری

این سه به هم وابسته هستند و نمی توان یکی را بر دیگری ترجیح داد. ما براین باوریم که روابط بین این سه عنصر متقابل است. هیچ یک بر دیگری ارجحیت ندارد زیرا تامین هر یک از آنها مشروط به وجود دو عنصر دیگر است:

  • زادی امکان دفاع نهادینه از عدالت اجتماعی را می دهد.
  • عدالت اجتماعی امکان دفاع نهادینه از آزادی را می دهد.
  • مردمسالاری امکان دفاع نهادینه از آزادی و عدالت اجتماعی را می دهد.

سازمان خودرهاگران برای تحقق این سه آرمان در جامعه ی ایران تشکیل شده و تلاش می کند.

منظور از آزادی چیست؟

منظور ما از آزادی، مفهوم آن در حالت مطلق خود است و مصداق های آن عبارت است از:

  • آزادی اندیشه
  • آزادی انتخابات
  • آزادی مطبوعات
  • آزادی بیان
  • آزادی احزاب
  • آزادی دین و باورهای مذهبی
  • آزادی های فردی و اجتماعی (مدنی)…

 

در این عرصه، ما به حداقل محدودیت های قانونی باور داریم.

آنچه در زیر می آید معرفی خلاصه ای است از مطالبی که بر اساس داده های جدید؛ نظرات؛ انتقادات و پیشنهادات و نیز مشاهده مداوم واقعیت های اجتماعی تکمیل و تصحیح خواهد شد.

مقدمه :
سی ویک سال حاکمیت استبدادی رژیم جمهوری اسلامی جامعه ی ایران را به شدت دچار مسائل جدی کرده است. نابسامانی های اجتماعی، فقر اقتصادی، اختناق سیاسی، رکود فرهنگی، فساد گسترده اداری در همه سطوح، خرافات گرایی فراگیر و از همه مهمتر اهانت به جان و مقام انسانی ایرانیان در حال گسترش است. بعد از سه دهه تلاش برای تغییر این شرایط، وقت آن است که به صورت جدی، زیربنایی، برنامه ریزی شده و هدفمند با این موقعیت تاریخی منفی برخورد کنیم.

باورهای محرک این حرکت:

سرنوشت یک انسان آگاه به دست خود اوست، سرنوشت یک ملت نیز،

  • هیچ ملتی به فکر تغییر سرنوشت خویش نخواهد بود، مگر به درک چرایی آن نائل شود (خودآگاهی)
  • هیچ ملتی نمی تواند به طور عملی به درک خویش از چرایی تغییر پاسخ دهد مگر به صورت سازماندهی شده و با مدیریت هدفمند (خود سازماندهی)
  • هیچ ملتی نمی تواند انتظار رها شدن از چنگ نظام ستمگر حاکم را داشته باشد مگر با اراده، مبارزه و تلاش خود (خودرهاسازی)
  • هیچ ملت رها شده ای نمی تواند از حاصل مبارزات خود بهره مند شود مگر از آنها حفاظت کند و اجازه ندهد یک دولت استبدادی جدید یا یک قدرت بیدادگر خارجی نتایج این مبارزات را پایمال کند، (خودحفاظت گری)
  • هیچ ملتی نمی تواند ازآزادی و عدالت اجتماعی برخوردار باشد مگر تولید و توزیع ثروت ها و اداره ی امور جامعه را تحت نظارت و مدیریت خود قرار دهد، (خودگردانی)
  • و سرانجام انسان ها در چنین جامعه ای شانس پیشرفت مادی و تعالی معنوی را خواهند داشت. (خودشکوفایی)

خودآگاهی –>> خودسازماندهی –>> خودرهاگری –>> خودحفاظت گری –>> خودگردانی –>> خودشکوفایی

پس مسیر کلی این طور می تواند تصور شود:

۱٫ خود آگاهی مردم: درک چرایی تغییر با تکیه بر ضرورت حفظ انسانیت خویش.
۲٫ خودسازماندهی مردم: آمادگی برای کنشگری با تکیه برهدفمندی و تشکل یابی مقاومت مردمی.
۳٫ خود رهاسازی مردم: قیام برای از میان برداشتن حاکمیت استبدادی موجود به عنوان مانع نخست.
۴٫ خود حفاظت گری: دفاع از دست آوردهای مبارزات و کوتاه کردن دست نیروهای غیرمردمی.
۵٫ خودگردانی جامعه توسط مردم: دخالت مستقیم مردم در مدیریت خرد و کلان جامعه.
۶٫ خودشکوفایی انسان ها: تحقق خواست هاو خلاقیت ها در جامعه ای مبتنی برآزادی و عدالت.

آنچه آمد یک مرحله بندی منطقی است که می تواند بنا بر شرایط واقعی و توان بالقوه و بالفعل انسان ها تنظیم شود. برای هیچ یک از این مراحل نمی توان زمان بندی یا قالب های کلیشه ای و ثابت خاصی از قبل تعیین کرد. بسیاری از عوامل در این باره دخیل خواهند بود، از جمله:

  • شرایط عمومی جهان و منطقه
  • شرایط عمومی جامعه ی ایران
  • شرایط عمومی جامعه ی ایران
  • موقعیت نیروهای روشنگر
  • توان ذهنی و عملی نیروهای کنشگر
  • کیفیت و کمیت کار فعالان در این مسیر

  نقش ما:

ما به عنوان جمعی از ایرانیان باورمند به انسان محوری و ضرورت آزادی، عدالت اجتماعی و مردم سالاری در حفظ انسانیت بر آن هستیم تا در شرایط کنونی، بر حسب درک انسانی خویش، نقشی فعال این مسیر طولانی ایفا کنیم، یعنی نخست در گام زمینه سازی وتقویت « خودآگاهی اجتماعی»، بعد در عرصه ی خودسازماندهی مردم، سپس در میدان خودرهایی جامعه، آن گاه در یاری رسانی به خودحفاظت گری مردم از دست آوردهایشان و بعد در عرصه ی نهادینه کردن نظام خودگردان.

وظیفه ی ما در گام اول فراهم کردن شرایط این خودآگاهی مردمی است، هر چقدر زمان و کار هم ببرد این مرحله باید نخست صورت پذیرد. موضوع خود سازماندهی توده ها برای مبارزه ی رهایبخش تا زمانی که جمع کثیری از جامعه به مرحله ی خود آگاهی نرسیده اند، بسیار دشوار است . پس باید نخست گام اول را تکمیل کرد و بعد بر اساس روندی خودجوش، واقع گرا و ارادی به گام دوم و قدم های بعدی پرداخت.

ما وظیفه ی خود را در گام اول – مرحله ی ایجاد شرایط خودآگاهی- بر این اساس قرار می دهیم که تا حد امکان و در خور توان خویش به مردم یاری رسانیم تا:

  • نسبت به اهمیت حفظ مقام و کرامت انسانی خویش به خودآگاهی برسند.
  • خودکفایی در درک پیچیدگی های شرایط کنونی را به دست آورند.
  • به درک خودزا ازضرورت تغییر شرایط کنونی برسند.
  • تصوری خودساخته از یک جایگزین برای موقعیت فعلی داشته باشند.

برای این منظور ما ضمن پرداختن به موارد، مثال ها و نمونه های مشخص از وضعیت حاضر، بخش عمده ی تلاش خود را بر روی کارهای نظری و فکری زیربنایی خواهیم گذاشت تا به قولی «ماهی ندهیم، ماهی گیری یاد دهیم». هدف ما گسترش درک خودکفا و فهم انسان محور میان توده هاست. به همین دلیل تلاش خواهیم کرد تا مفاهیم زیربنایی و روش های تحلیل پدیده های انسانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را جا بیندازیم تا از این طریق هر کس بتواند خود به درک و توضیح مصداق ها و موارد عینی بپردازد. انتخاب این روش کار به دلیل باور ما است به توانایی آدم ها در یافتن راه خویش و رسیدن به تعریف خود از مبارزه، زندگی و خوشبختی.

ما براین باوریم که جز مردمی آگاه که با درک و اراده ی خود دست به کاری می زنند هر گونه تغییر دیگری نمی تواند آینده ای روشن برای جامعه فراهم سازد. به همین دلیل می اندیشیم که دوران روش های کهنه که درآن می خواستیم به افراد، خوب و بد را نشان دهیم گذشته است. توده ها نباید به این وابسته شوند که کسی به آنها راه را نشان دهد، بلکه اگر قرار است کاری انجام شود بهتر است راه رفتن آموخته شود تا مردم خود مسیر نجات و سعادت خویش را بیابند. دیگر نباید اندیشه آموخت، باید اندیشه ورزی را ترویج کرد. این به معنای انداختن مسئولیت بر دوش مردم و سلب مسئولیت از دوش فعالان و روشنگران نیست، بلکه به معنای بازتعریف این مسئولیت و گذاشتن وقت و انرژی در مسیر درست است. مسیری که در آن با نگرشی انسان مدار به درک، شعور، اراده، خواست و حضور مردم در صحنه اهمیت می دهیم تا نگذاریم که به اسم خیر و صلاح ملت، برای کسب قدرت، از مردم استفاده ی ابزاری شود. بدیهی است که در این میان باید به گونه ای که اصول و ارزش های مطرح شده زیر سوال نرود از هر فرصتی برای به دست آوردن امتیازی به نفع مردم و بازتر شدن فضا بهره برد، اما نباید به این توهم دامن زد که جز یک ملت خودآگاه و خودسازماندهی شده کسی بتواند زاینده ی یک تغییر بنیادین در روابط ساختاری جامعه باشد. تغییرات مثبت تنها زمانی نهادینه خواهند شد که مردم ضرورت آن را درک کرده و توان اجرایی آن را یافته باشند.

امیدواری ما این است که در سایه ی تلاش های پیش بینی شده، توده ها به درک مستقلی درباره ی مقام و جایگاه بشر و چرایی شکل گیری اوضاع فعلی و ضرورت تغییر آن دست یابند. این همان خودآگاهی انسانی-اجتماعی است که در جنبش ها و انقلاب های گذشته به آن توجهی نشده است و به همین دلیل با وجود فداکاری ها و تلاش های بسیار، همیشه نتیجه ی نهایی آن به ضرر مردم تمام شده است. یک بار باید این دور تسلسل تاریخی را شکست و بالاترین نقش و جایگاه را به انسان و در معنای سیاسی آن به مردم و درک و اراده ی آنها داد. ما در این مسیر حداکثر تلاش و زمان لازم را خواهیم گذاشت زیرا بر این باوریم که جزمردمی خودآگاه کسی نمی تواند ناجی جامعه باشد. به همین دلیل نیز نام تشکیلات ما «خودرهاگران» است. به زعم ما، خودرهاگری انسانی ترین خصلتی است که یک فرد در جهان واقعی می تواند به آن دست یابد.

منظور از عدالت اجتماعی چیست؟

منظور ما از عدالت اجتماعی تامین عادلانه و نهادینه ی نیازهای مادی تک تک اعضای جامعه است. تولید براساس توانایی های انسانی و طبیعی و توزیع عادلانه براساس نیازهای افراد جامعه روش ما در تامین این منظور است. عدالت اجتماعی از یک سو بر تولید هر چه بیشتر ثروت تکیه دارد و از سوی دیگر بر توزیع آن بر اساس اهدای شانس تعالی مادی و معنوی به تک تک انسان ها بدون تمایز جنسی، نژادی، قومی، طبقاتی، فرهنگی و… هر عضو جامعه به صرف انسان بودنش حق دارد از امکان مادی برای تکامل معنوی دلخواه خویش برخوردار باشد. بدیهی است که چنین شرایط ایده آلی میسر نخواهد بود مگر بر اساس فرهنگ انسان دوستی، همنوع گرایی، کارورزی، همبستگی و دگریاری به صورتی نهادینه. در این چارچوب هر فرد باید در قبال انتظار رفاه از جامعه وقت و توان خویش را در اختیار جامعه بگذارد.

منظور از مردمسالاری چیست؟

منظور ما از مردمسالاری عبارت است از دخالت مستقیم شهروندان در تعیین سرنوشت خود از پایین ترین امور جمعی تا بالاترین سطوح مدیریت کشور. دخالت نهادینه ی شهروندان در اداره ی امور مدنی، حرفه ای و سیاسی مصداق مردمسالاری است.
خود گردانی به معنای حضور فعال و نهادینه ی مردم در عرصه های گوناگون مدیریت و تصمیم گیری می باشد.

  • گستره ی عملکرد خودرهاگران

اندیشه ی ما جهان شمول است و ما آرزوی سعادت مادی و معنوی را برای همه ملت های جهان و تک تک انسان های روی کره ی زمین داریم. به همین دلیل نیز در مسیر خود هرگز برای منافع تشکیلاتی خویش در کنار دولت یا حکومتی که این اصول را آگاهانه و عامدانه زیرپا گذارد قرار نخواهیم گرفت. تفکر ما انسان مدار و جهان شمول است اما کنش و فعالیت ما روی ایران متمرکز است.

جهانی فکر کنیم، ملی عمل کنیم

  • خودرهاگران می خواهد چه کند؟

بنا برآن چه آمد، اهداف و وظایف ما به دو بخش تقسیم می شود:

  • در عرصه ی فرهنگی خودرهاگران به ترویج تفکر انسان مدار مشغول خواهد بود.
  • در عرصه ی سیاسی خودرهاگران برای استقرار نظامی که جان و حرمت انسان را به صورت نهادینه حفاظت کند تلاش می ورزد.

 

گستره ی عملکرد خودرهاگران

اندیشه ی ما جهان شمول است و ما آرزوی سعادت مادی و معنوی را برای همه ملت های جهان و تک تک انسان های روی کره ی زمین داریم. به همین دلیل نیز در مسیر خود هرگز برای منافع تشکیلاتی خویش در کنار دولت یا حکومتی که این اصول را آگاهانه و عامدانه زیرپا گذارد قرار نخواهیم گرفت. تفکر ما انسان مدار و جهان شمول است اما کنش و فعالیت ما روی ایران متمرکز است.

جهانی فکر کنیم، ملی عمل کنیم.

خودرهاگران می خواهد چه کند؟

بنا برآن چه آمد، اهداف و وظایف ما به دو بخش تقسیم می شود:

  •  در عرصه ی فرهنگی خودرهاگران به ترویج تفکر انسان مدار مشغول خواهد بود.
  • در عرصه ی سیاسی خودرهاگران برای استقرار نظامی که جان و حرمت انسان را به صورت نهادینه حفاظت کند تلاش می ورزد.

هر ایرانی می تواند با نظر مثبت خود به این پادنامه و با پذیرش ضوابط تشکیلاتی سازمان فرهنگی-سیاسی «خودرهاگران» به عضویت آن درآید.