بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی – قسمت 1 — خودرهاگران


Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
26 June 2017 /  دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶


بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی – قسمت ۱

Shroesh


بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی

بازنوشت گفتارهای به سوی سازماندهی در رادیو اتحاد

گفتارها از:  دکتر کورش عرفانی (با مشورت کمیته نافرمانی مدنی سازمان خودرهاگران)

بازنویسی و ویرایش: دفتر تولید سازمان خودرهاگران

قسمت نخست:

بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی- قسمت ۱ 

————————————

مقدمه:

پیش بینی می شود که روند شرایط اجتماعی در ایران امروز،  شورش های اجتماعی را اجتناب ناپذیر کرده است.  شورش های اجتماعی، فرصت های کمیابی  را پیش می آورند  که  بر ای  کنشگران قابل استفاده است تا  کار خود را از  پیش ببرند. شورش ها به طور ذاتی خصلتی گذرا دارند، لیکن کنشگران می توانند با برخورد آگاهانه، با برنامه ریزی های حساب شده و از قبل پیش بینی شده، از این شورش ها  به عنوان شانسی در جهت پیشبرد اهداف ماندگارخود سود بجویند.
پیش از ورود به اصل مطلب بهتر است تعریفی دقیق از شورش و مکانیزمهای درون آن، از زاویه ی جامعه شناسی و تفاوت آن با جنبش، در معنی کلاسیک آن، داشته باشیم تا بتوانیم راهکارهای هدایت آن را به سمت و سوی دلخواه جست وجو کنیم.
از نظر علوم سیاسی و جامعه شناسی، جنبش اجتماعی یک حرکت اعتراضی است که از حداقل برنامه ریزی بر خوردار است و با اتکا به این برنامه ریزی است که آغاز می شود ، ادامه پیدا می کند و احتمالا  به سر انجامی دلخواه منتهی می شود. به طور مثال ممکن است که  منجر به  کسب امتیازاتی از حکومت به نفع جامعه شود و یا حکومتی را سرنگون کند. جنبش از ابزاری همچون  تظاهرات و تحصن و اعتصاب یاری می گیرد  و به صورت رهبری شده و هدایت شده توسط  نیروهای کنشگر به پیش می رود. مثال زنده جنبش آنچه است که در کشورهای عربی چون  یمن به مدت  یک سال جریان داشت  و آنچه که  در سوریه  جریان داشته و با چندین هزار کشته هنوز ادامه دارد. البته در جنبش نیز،  برنامه ریزی طولانی مدت وجود ندارد ولی افراد  تصمیم گیرنده در حرکت با توجه به شرایط روز دست  به تصمیماتی می زنند. در اینجا کوشش ما اینست که فقط مکانیزم های درون شورش ها را مورد برر سی قرار دهیم.

شورش چیست؟  

شورش از هیچ یک از خصلت ها ی جنبش بر خوردار نیست. فی المثل در فرا خوان ۲۵ بهمن، حد اقل کسانی که فراخوان را صادر می کنند، یعنی عده ای، در مورد آن آگاهی دارند، اما برای شورش هیچ کس از آن خبر ندارد. شورش ها خصلت غافلگیری دارند. شما به عنوان یک بازیگر اجتماعی می بینید زیر گوشتان شورشی آمد و رفت و تمام شد و از این فرصت، کاری به  سود خواسته های مردم نتوانستید که انجام دهید. باید دید شورش ها چه هستند و چه طور باید با آن بر خورد کرد که ما مخالفین حکومت را هم با خصلت غافلگیرانه خود خلع سلاح نکند. با شناخت مکانیزم های شورش ها باید بتوانیم برنامه ریزی و سازما ن دهی های لازم را برای آنها داشته باشیم  واز فرصت های پیش آمده در آن، بهترین بهره وری ها را داشته باشیم. شورش ها عمر کوتاهی دارند. کنشگر می بیند که شورش زود آمد وزود هم تمام شد و هرز رفت .

بگذارید  چشم اندازی را از شرایط امروز ایران  در جلوی روی  خود بگذاریم. اخبار روزانه در سطح کشوررا در کنار هم قرار دهیم و ببینیم  بروز شورش در آینده نزدیک در ایران محتمل است یا نه. در حال حاضر،  ایران در مورد پرداخت های خود به کشورهایی که با آنها مبادله اقتصادی دارد با مشکل مواجه است. آمار کارتون خوابها رو به تزاید است، اخبار ربودن نان از دست رهگذران با توسل به زور و اسلحه شنیده م یشود . وقتی این اخبار را در کنار هم می گذاریم می بینیم که پیش بینی عسگر اولادی تازه مسلمان که گفته بود تا شش ماه دیگر در ایران قحطی می شود چندان پیش بینی به دور از واقعیتی نیست  و وقتی این آگاهی ها را  در یک الگوی روشمند قرار می دهیم می بینیم که موضوع شورش ها اجتناب ناپذیر هستند. هم زمان می شنویم که نیروهای دولتی در خیابان ها به صورت آماده باش حضور دارند و یا گروهی به کارتون خوابها هجوم برده و به ضرب وشتم آنها پرداخته اند . از طرفی  حضور موتور سوارهای  آماده حمله به مردم که به این وسیله اظهار وجود می کنند و ترس می آفرینند مشاهده می شود. چرا دولت نیاز به ایجاد ترس و هراس در مردم را دارد؟ چون حکومت هم مثل ما شاخص های  بروز شورش ها را می داند و کوشش دارد پیشاپیش از طریق ایجاد جو وحشت از بروز آنها  پیشگیری کند . آیا ما هم به عنوان کنشگر خود را برای روز شورش آماده می کنیم؟ .کسانی که می خواهند سر بزنگاهها  نقش موثر داشته باشند باید آنها را بشناسند.

خصلت های شورش

 غافل گیری اصلی ترین خصلت شورش هاست.  نه زمان آن و نه مکان آن قا بل محاسبه نیست. مثال مشخص سالهای اخیر آن  شورش اسلام شهراست. اتفاق به این  صورت روی داد که وقتی کارگران صبح زود  می خواستند  سوار اتو بوس شده و سر کار بروند، دیدند که قیمت بلیت اضافه شده است .افزایش قیمت بلیت زمانی رخ داده بود که حتی پرداخت یک تومان و دو تومان فشار زیادی بر کارگران وارد می آورد.  بدون هیچ آمادگی و هماهنگی قبلی  بلافاصله مردم دست به اعتراض زدند. چندین هزار نفر راه را بستند و شعار دادند. خشمگین  به سوی تهران راه افتادند. نیروی زمینی نتوانست آنها را مهار کند و به همین علت با دستور از مقامات بالا، مردم را از آسمان به گلوله بستند، درست قبل از اینکه شورشیان وارد تهران بشوند، مردم را قتل عام کردند. رژیم چهره ی خود و نوع برخورد خود را به هنگام غافلگیری به نمایش گذارد. تصور کنیم اگرکارگران پیشاپیش می گفتند فلان روز جلوی وزارت اطلاعات قرار است تجمع کنیم  رژیم به راحتی می توانست برای مهار آن ها فکر کند و تدارک ببیند، ولی شورش نیرویش دهها برابر است. خصلت غافلگیری شورش ها موجب می شود که رژیم نداند برای چه زمان و مکانی باید نیروهای خود را آما ده عملیات به میدان بیاورد؛ پس نیروها ی رژیم به طور دائمی باید در حالت آماده باش بسر برند که این موضوع آنها را هم از نظر روحی و هم جسمی فرسوده می کند. این گونه است  که اخبار رسیده  از سپاه پاسداران حاکی از آنست که از این آماده باش های طولانی ابراز خستگی کرده و گله و شکایت می کنند.

اعتراضات سال هشتاد و هشت از نظر مکانی در محدوده ی  چندان گسترده ای اتفاق نمی افتاد و همیشه، از پیش، از نظر زمانی و مکانی تعیین شده بود. پس حکومت به راحتی حرکات را سرکوب میکرد به دون اینکه فشار زیادی را تحمل کند. به خصوص اینکه کنشگران قرار بود  از هر نوع خشونتی پرهیز کنند و کنش، حداکثر، به دادن چند شعار خلاصه می شد. بنابرین برای حکومتی چون جمهوری اسلامی، با همه تدارکات و تجهیزاتی که در اختیار دارد، خطر جدی ایجاد نمی کرد . با این همه همین تظاهرات از قبل اعلام شده، درد سر هایی را برای رژیم ایجاد می کرد و گاه مشاهده می شد که حکومت در کنترل  و مهار آنها ناتوان بوده است.  روز عاشورا یک نمونه ی آموزنده در روند تظاهرات انتخاباتی سال هشتاد و هشت است . یک بریدگی در خط ارتباطی نیروهای رژیم از یک طرف و  تند شدن حرکت تظاهرات به ابتکار جوانان در صحنه و نه دیکته شده از جانب رهبران نمادین جنبش، توانست برای مدتی رژیم را فلج کند و به طور عملی پنج منطقه از تهران از کنترل حکومت خارج شود. این تجربه نشان می دهد که رژیم در مقابل تصمیم های به موقع اتخاذ شده آسیب پذیرتر است. این نشان می دهد که رژیم بیش از آنچه که هست، برای ایجاد هراس در دلها، بزرگ نمایش داده می شود وگرنه به زانو در آوردن یک حکومت ورشکسته، فرتوت و در گیر گرفتاری های بی شمار اجتماعی و اقتصادی برای جوانان کنشگر ما نباید این چنین دشوار دیده شود. هر چه قدر که از میان بر داشتن رژیمی با پشتوانه ی مردمی دشوار می نماید در مقابل، بر انداختن رژیمی که ورشکسته است ، پشتوانه مردمی ندارد ، گرفتار تحریم هاست، قادر به پرداخت بهای کالاهای سفارشی خود نیست، بانک مرکزی اش کار نمی تواند بکند، اختلافات داخلی بین
سر دمداران حکومت به صورت بخشی از ترکیب بنیادی رژیم شده است ، نیروهایش خسته و فرسوده هستند و خلل و فرج هایی در درون پیکر حکومت   برای ورود به حیطه عمل  پیش روی کنش گران گشوده است ،  آسان تر است. این بدان معنی نیست که ساده انگاری کنیم و از مشکلات مقابل خود در رسیدن به هدف غافل شویم ولی دشمن را هم بیش از حد و بیش از آنچه هست بزرگ دیدن و بزرگ انگاشتن، یاری رساندن به دشمن  و دور کردن ما از اهدافمان است باید واقع بین بود و ضعف های دشمن را هم مد نظر داشت.

اگر همه این نقاط ضعف را در کنار هم بگذاریم می بینیم که چه قدر رژیم شکننده است و این نقطه ی امید کنشگران است . رژیم برای مقابله با مردم ناچار است که نیروهای خود را بیشتر به کار بگیرد و از این راه آنها را فرسوده تر می کند. ضمن این که باید آنها را برای این اضافه کاری ها بیشتر از طریق پرداخت ها ی تشویقی در میدان نگه دارد، ولی منبع مالی این اضافه پرداخت های حکومت به عوامل خود ، از  جیب مردم است که شرایط نارضایتی مردم و در نتیجه شانس بروز شورش ها را بیشتر می کند  و این آن نکته یست که معادله این شورش ها را نسبت به جنبش سبز متفاوت می کند. این بار، توان و قدرت رادیکالیسم، شورش رژیم را در موضع ضعف قرار خواهد داد .

 ما هم به عنوان کنشگر،  از زمان و مکان و شدت شورش ها  بی اطلا ع هستیم . ولی می دانیم که این اتفاق در راه است و ما باید شروع کنیم از زمان استفاده کنیم و با حد اکثر آمادگی وارد صحنه شویم . سازمان خود رها گران  در این زمینه کارهایی را سازمان داده است . جزوه “چه گونه شورش ها را هدایت کنیم” در سایت دیده میشود که توسط کارشناسان تهیه شده و می تواند مورد استفاده قرار گیرد و دانش فعالین را بالا ببرد. باید مهیا شویم  قبل از اینکه در لحظه غا فل گیری مبهوت شویم که  چه کارمی توانیم انجام دهیم. آگاهی ها را پیشاپیش باید گرد بیاوریم. رویارویی مناسب با شورش ها هم خود یک فن است که آن را به طور  خود جوش نمی توانیم یاد بگیریم. پس، باید آن را بیاموزیم. تنها صرف تنفر از رژیم ما را مسلح  به ابزار مبارزه نمی کند. همینطور که برای رویا رویی با سونامی باید آموزش دید در مورد شورش ها هم همین گونه است . خصلت غافل گیرانه آن را باید مورد بهره برداری قرار دهیم .

بهره برداری از خصلت غافلگیری شورش ها

باید دید که برای اینکه بتوانیم این خصلت غافلگیرانه شورش ها را به یک فاکتور مثبت تغییر دهیم به چه شگرد های نیاز داریم .
یک راه برای بر خورد با سونامی آنست که  باید آن را شناخت و از تجارب سایرکشورها در این مورد سود جست. یا اینکه می توان منتظر ماند و در هنگام بروز سونامی با طغیان  آب رو در رو شد و در لحظه تصمیم گرفت که چه باید کرد .
باید توجه دا شت که به هنگام بروز شورش ها، درست مانند بروز سونامی ها ،در زمانی که مردم ترسیده و غیر قابل کنترل هستند، هیچ کنش گری نمیتواند مبتکر عملی باشد .
باید دید مهره ها را چگونه باید چید که سیر امور را به سود مردم مورد بهره برداری قرار داد.  باید مسلح به دانش، نیرو و ابزار مورد نیاز  بود و درجه ی دخالت شانس و اقبال در روند امور را هر چه بیشتر کاست. اگر نگاهی به تجربیات سالهای گذشته ی ایران مثل قیام ۷۸ و یا  تمام حرکت های سالهای ۸۸، ۸۹ بیاندازیم می بینیم که به اندازه کافی بها پرداخته شده، به اندازه کافی نیرو به میدان آمده است و پایداری کافی هم نشان داده شد؛ ولی باید دید چه عملی موجب آن شد که به اهداف دست پیدا نکردیم. چون دانش این کار وجود نداشت و کنشگران تدا رکات و آمادگی های لازم را کسب نکرده بودند. بنا به اقرار خود رژیم جمهوری اسلامی، کنترل پنج منطقه در روز عاشورا از دست حکومت خارج شده بود و بنا به گفته ی سپاه پاسداران، فقط کافی بود که این پنج منطقه به هم پیوند می خوردند تا قدرت به دست کنش گران می افتاد. اگر کنشگران مهیا در میدان حاضر شده بود ند و پیش بینی ایجاد ارتباط بین مناطق مختلف را کرده بودند چنین فرصت های گرانبهایی را به آسانی از دست نمی دادند.
شورش هایی که در راه هست فرصتهای نابی در اختیار کنشگران می گذارد. در نظر بیاورید که هزاران مردم خشمگین که در خیابان نمی آیند تا نوار سبز بر مچ ببندند  وتنها  شعار بدهند،  بلکه آمده اند که  حق خود را از حلقوم یک حکومت جانی بیرون بکشند و قادر به رو یا رویی با گارد ضد شورش، لباس شخصی ها و موتور سوار های حکومتی هستند. چنین نیرویی قادر به انجام چه کارهایی میتوانند باشند.
. آمادگی نظری  را همین جزوات و همین گفتارها در بر می گیرد. یعنی ایجاد آمادگی به هنگام شورش ها به جای منتظر ماندن برای تصمیمات لحظه ای و خام.  حتی اگر جان خود را در این راه هم بدهید چون بدون برنامه ریزی و آمادگی های لازم است به نتیجه نمی رسد. ما در سازمان خود رها گران کوشش می کنیم که این موضوعات  را مورد پژوهش قرار داده،  پروش داده و  گسترش بدهیم، در باره ی آنها  فکر کرده ایم  و نتیجه را در سایت خود قرار دادهیم  و از طریق رادیو اتحاد، یعنی رادیویی که تنها به همین منظور بر پا شده است، دانش نظرذی مورد نیاز کنشگران درون ایران  را فراهم آورده و در دسترس آنها قرار دهیم. شما اگر این نظریات را مفید می دانید در یادگیری آن و پخش و گسترش آن کوشا باشید و از آنها  به تناسب شرایط درون ایران هماهنگ با دیگر کنشگران عملی کنید. به باور خودرهاگران، کار اصلی و وظیفهی مهم اپوزسیون همین کاری است که ما آغاز کرده و به انجام آن اقدام کرده ا یم . وظیفه ی اصلی اپوزسیون، یعنی یک  نیروی نسبتا متشکل در جامعه،  اینست که  به مسائل و مشکلات جامعه توجه کند، آنها را  بررسی کند و  راه برون رفت از این مشکلات ر ا  برای ایجاد تغییر  بیابد  و بر روی آن کار کند. برای امروز ایران، بخشی از این نیازها، کار فکری فرهنگی ا ست ، بخشی تحلیلی و بخش دیگرو مهمتر، بخش  آموزشیست. بخش آموزش از آن جهت اهمیت دارد که باید بر روی شرا یط  خاص جامعه  امروز ایران بررسی و مطالعه شده باشد و صرفا الگو برداری از جنبش های دیگر کشورها برای جامعه ی ما کار ساز نخواهد بود. باید شرایط خاص جامعه ی ایران مثل وضع کارگران، روحیه ی آنها ، شرا یط کارخانه ها، میزان سواد کارگران و شرایط اجتماعی و اقتصادی و غیره بررسی شود و این، کار اپوزیسیون است. ما فکر کردیم که پس از سی سال گرد هم آیی ها و نوشتن مرامنامه و اساسنامه و غیره، باید در فکر کار دیگری  باشیم . اگر باوردارید  که مطالب و فنون مورد نیاز کنش گران باید تهیه شود و در اختیار زنان ، پرستاران، معلمان، کارگران و قرار گیرد،  در نظر داشته باشید که خودرهاگران این کاررا آغاز کرده است. کار  ما اینست که مطالبی را تهیه کنیم که به داخل ایران یاری برساند. اگر فکر می کنید این کاریست که باید انجام دهید به یاد داشته باشید که خودرهاگران تشکلی باز است و از فکر شما و پیشنهادات شما استقبال می کند. این کاریست جمعی . دادن فراخوان برای ایجاد اتحاد و صدور بیانیه کار ما نیست. ما در اینجا قصدمان قضاوت در مورد این نوع حرکت ها هم نیست. لیکن این کاردر حیطه ی  روش فعالیت های  ما نیست. کار ما اینست که اگر در تهران شورش پیش آمد چه باید بکنیم. و در این مورد فکر کنیم، پژوهش کنیم و نتیجه کار را در اختیار کنشگران داخل ایران قرار دهیم. ولی این کاریست جمعی. به این معنا که گسترش و جا افتادن این نگرش به امر کنشگری به صورت گروهی باید انجام گیرد. شما می توانید به ما به صورتهای مختلف یاری برسانید: یا در گسترش این فکر و امر آموزش شرکت کنید و یا در تولید محتوا یاری برسانید و یا حمایت های  مالی خود را به  ما برسانید. خودرهاگران در فضای دوستی و صمیمیت  به صورت هدفمند و در خدمت یک جنبش اجتماعی درون زا با  راهکار مشخص گام بر می دارد و نه از طریق مذا کره با آمریکا و یا قدرت از بالا و یا اتحاد سازی ها.  ما همه اینها را به دیگران وامی گذاریم. ولی نباید فراموش کنیم که  این صحنه  بکر خالی از بازیگران در اختیار ما وجود دارد که البته دشواری آن سبب می شود که کسی پای در آن نمی گذارد. این آن کاری است که باید به طور منظم، مستمر، پیوسته، متشکل، تدوین شده، پیگیر، برای تغذیه کنشگران، انجام دهیم .

(پایان قسمت اول)

 

آموزش صوتی مدیریت شورش های اجتماعی تاکتیک ها و تکنیک ها

 



دیدگاه های این مطلب


در صورتیکه مردم ناراضی از حاکمیت و سلطه روضه خوانها خواستار سرنگونی رژیم هستند بعد از سی و شش سال تحمل محرومیتها و ناملایمات هنوز از مرحله اعتراضات لفظی عبور نکرده اند و گفتمان مبارزه بیشتر ادبی است تا عملی.البته عملکرد فعالان سیاسی در شعار زدگی جامعه بی تآثیر نیست که تک تک و بطور پراکنده با بررسی رفتار نابهنجار و نابخردانه رژیم مردم را درجریان امور قرار میدهند ولی این روش تاکنون نه باعث اتحاد خودشان شده نه مردم را سازماندهی کرده. چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری در این برهه از مبارزات مردم ایران کارساز خواهد بود همین مسئله سازماندهیست.



ارسال نظر