درخت های پارک و جنگل نارضايتی، نگاهی به عنصر ضد قدرت در رويدادهای ترکيه – کورش عرفانی — خودرهاگران


Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
16 January 2018 /  سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶


درخت های پارک و جنگل نارضایتی، نگاهی به عنصر ضد قدرت در رویدادهای ترکیه – کورش عرفانی

Turkey

درخت های پارک و جنگل نارضایتی، نگاهی به عنصر ضد قدرت در رویدادهای ترکیه

کورش عرفانی

به فاصله ی تنها چند روز، ترکیه چهره ای دیگر از خود به جهانیان رخ نمود. این کشور ازهفته ی گذشته شاهد یکی از رویدادهای اجتماعی و سیاسی کم سابقه ی خویش در یک دهه ی اخیر بود. در حالی که رجب طیب اردوغان در تصوری فرا واقعی از محبوبیت و موفقیت خویش به سر می برد، ماجرایی کوچک او را دعوت می کند که به واقعیت چندگانه و ذات متغیر جامعه ی ترک دقیق تر و محتاطانه تر نگاه کند. به راستی در پی آشوب های کنونی در ترکیه چه نهفته است؟ یک خشم گذرا و قابل فروکش یا یک عصبانیت ریشه دار و ماندنی؟ آیا بنا به گفته ی نیروهای چپ گرا به راستی جامعه ی ترکیه مستعد شرایط «انقلابی» است؟ آیا می رویم که«بهار ترکیه» را نیز پس از تونس و مصرو یمن و سوریه تجربه کنیم؟ آیا این اعتراضات پس از چند روزی فروکش خواهد کرد؟ این نوشتار به بررسی این پرسش ها می پردازد؟

هر بهانه ای کافیست

همه چیز از آن جایی آغاز شد که چند روز پیش، برخی از کنشگران محیط زیست و فعالان اجتماعی در استانبول، در اعتراض به ساخت یک مجتمع تجاری-فرهنگی در محل پارک گزی در این شهر، این محل را به تصرف درآورده و در آن مستقر شدند. واکنش تند پلیس به این معترضین بهانه ای شد تا اعتراضات وجه عمومی گرفته و به سرعت به سایر شهرهای بزرگ سرایت کند. اعتراضات علاوه بر استانبول در ازمیر، آنکارا و آنتالیا نیز در جریان است. در آنکارا تظاهر کنندگان تا مرز رفتن به سوی دفتر نخست وزیری برای تصرف آن پیش رفتند.

برخورد شدید پلیس تظاهر کنندگان را به واکنشی تند و تا حدی سازمان یافته هدایت کرد ودر نتیجه ی آن، میدان «تقسیم» استانبول به تصرف تظاهر کنندگان درآمد. یک خبرنگار ترک خبرگزاری بی بی سی وضعیت را این گونه توصیف می کند: «ناآرامی‌های میدان تقسیم و نهایتا اشغال این میدان توسط معترضین در روز یکشنبه، نه تنها باختی برای پلیس استانبول بود بلکه چهره قدر و بدون رقیب رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه را شکست.» یک روزنامه ی فرانسوی طعم تلخ شکست اردوغان را به طعم آبجو، به عنوان بخشی از نوشیدنی های الکلی تقریبا مورد ممنوعیت دولت وی تشبیه کرده است.

کشوری با موقعیتی دشوار

در کشوری که دمکراسی سطحی و فردمدار است شکستن ابهت نخست وزیر اقتدارگرای آن درست همان نکته ای است که می تواند جایگاه قدرتمند او را درچشم مردم و بخصوص لایه های جوان و قشرهای شهرنشین بشکند و آنها را تشویق کند که وارد حرکتی تهاجمی تر شوند. فراموش نکنیم که ترکیه کشوری است با پیشینه ی طولانی نظامی گری و کودتا. نیروهای غیر نظامی این کشور در صحنه ی سیاست، دوران بسیار دشواری را طی کرده اند تا بر اوضاع سوار شوند و نظامیان را متقاعد سازند که در پشت صحنه باقی بمانند. موقعیت جغرافیای-سیاسی ترکیه کار حکومت گری را در این مملکت آسان نکرده است. قرار گرفتن ترکیه در میان دو قاره، این کشور را با یک موقعیت سخت منطقه ای مواجه ساخته است. سه همسایه ی این کشور در ده سال گذشته، از ۲۰۰۳ که عراق اشغال شد، منشاء دردسرهای فراوانی در خاورمیانه بوده اند: عراق، سوریه و ایران. علاوه بر آن، حضور میلیون ها کرد در این کشور با گرایش جدایی طلبانه ی تبلور یافته در سازمان پ ک ک، دولت را در این کشور با تصمیم گیری های سخت و پر هزینه مواجه کرده است.
اما آن چه امروز در این کشور می گذرد چندان و به طور مستقیم به پارامترهای فرامرزی ترکیه بر نمی گردد، برعکس، آن چه که در حال روی دادن است قبل از هر چیز به سیاست های داخلی دولت کنونی ترکیه باز می گردد.

حکومتگری از نوع اردوغانی

رجب طیب اردوغان نخست وزیر و عبدالله گل، رئیس جمهور این کشور، دو شخصیت عمده و اصلی حزبی هستند به نام «حزب عدالت و توسعه» که ده سال است راس کار قرار دارد. این حزب که بازمانده ی احزاب اسلام گرای «رفاه»، «فضیلت» و «سعادت» می باشد، ترکیبی است از لایه های بالایی، میانی و به ویژه، کهتر جامعه. نقطه ی مشترک آنها در نوعی ملی گرایی اسلامی می باشد. در عرصه ی اقتصادی این حزب نماینده ی سرمایه داری ملی-سنتی ترکیه است که در سال های اخیر از رشد و شکوفایی بی مانندی برخوردار شده است و از طرف دیگر، این حزب سخنگوی لایه های مذهبی جامعه است. از در هم آمیختن این دو، سیاست کنونی دولت رجب طیب اردوغان بیرون می آید که یک دهه است نوعی سیاست موازی را در ترکیه به پیش می برد: در حالی که در عرصه ی اقتصاد شاهد نفوذ چشم گیر اقتصاد ترکیه در صحنه ی جهانی و رونق اقتصادی در داخل کشور هستیم در حوزه ی اجتماعی و فرهنگی، دولت این کشور، هر چه بیشتر، در زمینه هایی که تا قبل از این از دخالت ورزی دولت در امان بود وارد می شود. فراموش نکنیم که این حزب در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در پی لغو ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها بود.

سوء استفاده ی سیاسی از رونق اقتصادی

دولت اردوغان هر چه بیشتر به جاه طلبی های اقتصادی میلیاردی روی می آورد: سرمایه گذاری های کلان برای ساختن یک فرودگاه بین المللی جدید، کانال غول آسایی برای دور زدن تنگه بوسفر، یک پل سوم برای اتصال دو بخش استانبول، بنای شهرک های جدید و از جمله، همین طرح بازسازی مفصل مرکز شهر استانبول. همه ی این پروژه های بزرگ و میلیاردی اما همراه بوده است با گرایش قابل مشاهده ای به دخالت ورزی در امور ی که به زندگی اجتماعی و فرهنگی ملت بر می گردد. به طور مثال از چندی پیش دولت اردوغان به نوعی تبلیغات در مسیر تاثیر گذاری بر سیاست زاد و ولد خانواده ها پرداخته است. نخست وزیر این کشور، خانواده ها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کرده و از آنها خواسته که به کمتر از سه فرزند رضایت ندهند. در اقدامی دیگر، دولت شروع به تحمیل برخی از محدودیت ها در زمینه ی تبلیغ، ارائه و مصرف مشروبات الکلی پیش رفته بود. کار به جایی رسیده بود که اردوغان مصرف کنندگان مشروبات را «الکلی» توصیف کرد.
حزب عدالت و توسعه در طول سال های اخیر تلاش کرده بود که با اتکاء به رونق اقتصادی به وجود آمده، از میان برخی لایه های جامعه برای خود متحدانی را بتراشد: لایه های محروم جامعه در شهرها که هم به واسطه ی رونق اقتصادی از دولت راضیند و هم، به واسطه ی عمق باورهای مذهبی شان، از عملکرد های سخت گیرانه ی دولت نسبت به نیروهای غیر مذهبی جامعه خشنود. در عین حال دولت از حمایت روستاییان ترکیه که باورهای مذهبی در میان آن قوی می باشد نیز برخوردار بوده است. با اتکاء به این حمایت اجتماعی و با بهره بری از شرایط مساعد اقتصادی دولت اردوغان می رفت که تهاجمی شبه قانونی را به دست آوردهای جامعه ی لائیک ترکیه وارد سازد و از این طریق، جایگاه فرهنگی حزب خویش را هر چه بیشتر تثبیت کند. اما به نظر می رسد که جامعه ی مدنی ترکیه و به ویژه بخش لائیک آن، به موقع متوجه این تهاجم شده و در صددند تا پاسخی قاطع به آن دهند. پاسخی که شدت برخوردهای روزهای اخیر گواه جدیت نیروهای اجتماعی در پاسداشت دست آوردهای بیش از هشتاد سال زندگی تحت یک حکومت غیر مذهبی می باشد.
تظاهرات روزهای اخیر گسترده ترین و خشن ترین اعتراضات در سال های اخیر ترکیه ارزیابی شده است. اغلب دخترانی که در خیابان هستند فاقد حجاب هستند و دست در دست پسران جوان در میدان تقسیم استانبول و سایر شهرهای این کشور مشغول رقص و نوشیدن و جنگیدن هستند. جامعه ی مدنی ترکیه می رود که از خود سرزندگی و هشیاری زیادی را نشان دهد.

سیر تحول حرکت

هر چند که شعارهای «اردوغان استعفا» شنیده می شود اما هنوز مطالبه ای کلی توسط شرکت کنندگان در جنبش فرموله نشده است. به عبارت دیگر، جنبش هنوز اعتراضی است و نه مطالبه محور. استمرار و گسترش آن می تواند این تحول را باعث شود. اما به طور عمده این که عده ای نمی خواهند اجازه دهند یک پارک به مسجدی بزرگ یا مرکز بازرگانی تبدیل شود در حال حاضر به عنوان درخواست اصلی مطرح است. لیکن با پس زمینه ی اجتماعی نیروهایی که در خیابان هستند باید احتمال داد که به سوی حرکتی وسیع تر برویم. در مرحله ی اول قرار است که جامعه ی مدنی – بخش لائیک و شهرنشین – به نخست وزیر این کشور این پیام را برساند که چندان به دنبال اجرای یک سیاست تمامیت گرا و شبه استبدادی نباشد. اگر این پیام توسط اردوغان دریافت شود و واکنش مثبت از جانب وی بروز کند بعید نیست که اعتراضات به سوی فروکش پیش رود. اما اگر اردوغان بخواهد این رویارویی را به فرصتی برای اثبات قدرت خویش و آن هم با روش سرکوبگرانه تبدیل سازد می توان این گمانه را مطرح کرد که جنبش هم دوام پیدا کند و هم گسترش.
اردوغان روی این حساب می کند که از طریق کنترل وسایل ارتباط جمعی بتواند تا حدی آن چه را که در خیابان های استانبول و آنکارا می گذرد از چشم ساکنان محلات فقیرنشین شهرهای بزرگ و روستاها پنهان سازد. در حال حاضر اغلب روزنامه ها و رادیو و تلویزیون های ترکیه، یا به دلیل وابستگی به دولت و یا به دلیل ترس از برخورد حکومت، پوشش خبری چندانی به آن چه می گذرد نمی دهند. در حال حاضر پوشش خبری بین المللی وقایع ترکیه بسیار قویتر از کار رسانه های ملی این کشور است. این روند در صورت ادامه می تواند نیروهای شرکت کننده در این اعتراضات را از حمایت گسترده ی اجتماعی محروم و آنها را فرسوده و مایوس سازد. اردوغان می داند که اگر این اتفاق را هم از سر به در کند در انتخابات بعدی با اتکاء به آرای محرومان حامی خویش می تواند پست ریاست جمهوری را از آن خود کرده و مدیریت کشور را برای چهار سال دیگر از آن حزب خویش سازد.

چالش یک دمکراسی نصفه و نیمه

به نظر می رسد که تعریف و تعبیر دمکراسی در ترکیه امروز و به ویژه برای حزب عدالت و توسعه در یک اقدام مکانیکی چهار سال یک بار، به اسم انتخابات، خلاصه می شود. در این کشور، دمکراسی به معنای غربی آن وجود ندارد، هر چند که ظواهر و لوازم امر مهیاست. اما هنوز در ترکیه افراد به دلیل بیان دیدگاه ها و نظرات خویش به زندان می روند و یا مورد تهدید و حمله واقع می شوند. شاید این کشور نیز به مثابه برخی دیگر از نمونه های تاریخی خاورمیانه مانند ایرانِ رژیم شاه، دچار این خطای محاسباتی شده است که پیشرفت اقتصادی برای باور به این که کشور در اوضاع مناسب است کافی است توسعه ی سیاسی کشور ضرورتی ندارد. فهم این پارادوکس دشوار نیست که هر گونه رونق اقتصادی سبب بهبود وضعیت طبقه ی متوسط شده و در نتیجه برای او «وقت آزاد» بیشتری را به همراه می آورد. از آن جایی که این وقت آزاد باید پر شود امور فرهنگی مانند سینما و تلویزیون و مطبوعات و نشر و هنر گسترش می یابد. این رشد فرهنگی ضرورت تولید بیشتر محتوا را با خود مطرح می سازد. ساختن محتوای غنی و موثر در سطح گسترده نیازمند رشد فکری و آن هم محتاج آزادی است. پس باز می گردیم به ضرورت نهادینه شدن آزادی های اجتماعی و سیاسی که برای پایداری این چرخه ضرورت حتمی دارند. تمامی حکومت های با ماهیت یا گرایش های استبدادی در این مرحله در مقابل یک انتخاب رادیکال قرار می گیرند: یا پذیرش این آزادی ها و یاری رسانی به نهادینه شدن آنها، که سبب تداوم رونق اقتصادی و هم زمان توسعه ی سیاسی می شود و با خود صلح اجتماعی و دمکراسی دوام دار را به دنبال دارد و یا این که به مقاومت سرکوبگرانه پرداختن که در نهایت و پس از مدتی با یک واکنش قهر آمیز و تند جامعه روبرو می شوند. به مثابه آن چه که در ایران و در سال ۱۳۵۷ خورشیدی روی داد.
اینک نیز دولت اردوغان باید مشخص سازد که آیا می خواهد آخرین دولت استبدادگرای نسبی ترکیه باشد یا اولین دولت استقرارگر و نهادینه ساز دمکراسی در این کشور. هر دو گزینه باز است. آن چه اینک در ترکیه می گذرد پیام روشنی است از جانب جامعه ی مدنی – طبقه ی متوسط، روشنفکران، جوانان، نیروهای لائیک و زنان فعال – به دولت اسلام گرای ترکیه مبنی بر این که لائیسیته به عنوان یک امر بنیادین در قانون اساسی ترکیه باید مورد رعایت قرار گیرد.
فراموش نکنیم که حرکت کنونی یک خیزش اجتماعی است و نه یک حرکت سیاسی. یعنی احزاب سیاسی کلاسیک ترک در آن حضور دارند اما نقش راهبردی ندارند. لیکن، سرنوشت جنبش کنونی به این بستگی دارد که بتواند خصلت اجتماعی خویش را حفظ کند یا خیر. در غیر این صورت این خیزش توسط احزاب کمالیست سنتی ضبط خواهد شد و به عنوان یک اهرم فشار در نبردهای آتی انتخاباتی بر سر کسب قدرت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در میان تظاهر کنندگان این روزها بیشتر چهره ی کسانی را می بینیم که می توان به آنها بازیگران اجتماعی نام داد: دانشجویان، سندیکالیست های جوان، فعالان سازمان های حقوق بشری، طرفداران محیط زیست و حتی پشتیبانان تیم های اصلی فوتبال استانبول مانند تیم های فنرباغچه، گالاتاسارای و یا بشیکتاس. جوانان ترک دارند نشان می دهند که علیرغم اقتصاد سالاری و مصرف گرایی حاکم هنوز به جوانانی غیر سیاسی و بی توجه به حقوق مدنی خویش تبدیل نشده اند. در یکی از همین تظاهرات آنها فریاد می زدند: « این فقط شروع است. مبارزه ادامه دارد.»
یک دانشجوی ۲۱ ساله می گوید: «ما این جا هستیم تا از آزادی ها دفاع کنیم، تا به تصمیمات مبتنی بر بی عدالتی اعتراض کنیم، به خشونت پلیس، به سانسور وسایل ارتباط جمعی، به بازداشت دانشجویان، به ستم بر اقلیت ها، به نابرابری در نظام آموزشی ….». این لیست ترسیم شده توسط این دانشجو خبر از آن می دهد که در میان جوانان و بخش های فعال جامعه حساسیت خاصی نسبت به آن چه عملکرد خودکامه ی دولت اردوغان است وجود دارد. حساسیتی که به صورت اعتراضی پر از خشم و تحرک بروز کرده و پلیس ترکیه را، که به خشونت معروف است، در مقابل خود ناکام گذاشته است. برای بخش شهرنشین و مدرن گرای ترکیه این که بتواند به «قرص ضد بارداری» که دولت در پی توقف آن است دسترسی داشته باشد مهم است. سوء استفاده از قدرت سیاسی توسط نخست وزیر ترکیه قدرت اجتماعی لایه های جوان و کوشای جامعه را واداشته است که حکومت این کشور را در مقابل پدیده ی تازه ای در جامعه ی ترکیه قرار دهد: پدیده ی ضد قدرت، قدرت سازمان یافته ی اجتماعی برای مهار زیاده روی ها و خودکامگی های قدرت سیاسی.
بیش از هزار و هفتصد بازداشت، هزار مجروح و حتی شاید به گفته ی «عفو بین الملل» دو کشته، نتوانسته است جامعه ی مدنی ترک را به عقب نشینی و ترس وادار سازد. ریشه های مشکل عمیق به نظر می رسند. گویی که درخت های پارک «گزی» در استانبول نتوانسته اند جنگلی از خواست و مطالبات را که در سراسر ترکیه محسوس بوده است پنهان سازند.

 



دیدگاه های این مطلب


این الزاما چیز بدی نیست. هر چه باشد برخی افراد و گروه ها صرفا برای خودنمایی و روشنفکر نمایی به جمع اپوزیسیون پیوستند. نه انگیزه درستی داشتند و نه مبارزین پایداری بودند. جمعی دیگر هم صرفا از سر قدرت طلبی به مخالف خوانی پرداخته اند. طرفداران رژیم سابق از جمله این گروهها هستند که کری کری خوانی و مخالف خوانی را با مبارزه برای آزادی و دموکراسی اشتباه گرفته اند.
اپوزیسیون رژیم باید از وجود این افراد بی اعتقاد به آرمان و هدف ملی پاک شود تا بلایی که بر سر انقلاب ۵٧ رفت بر سر ان نیاید. این یعنی پاکسازی اپوزیسیون از فرصت طلبان و عافیت جویان.
آزادی و دموکراسی گوهرهای والا و ارزشمندی هستند و طبعا بهای سنگینی را طلب میکنند. طولانی شدن عمر این رژیم با همه بدیها و زشتیهایی که دارد, صفوف گرو ها و افراد را مشخص کرده و مبارزین خالص و خلص در راه آزادی و دموکراسی را رو آورده و به جامعه میشناساند.



تا فرصت از دست نرفته باید گروه های برانداز، با استفاده از آزادی بی قید وشرط در غرب،شورای رهبری قیام مردمی را تعین کنند تاجهت پرهیز از اغتشاش ،بموقع اداره امور را در دست بگیرند.غفلت در ابن امر حیاتی موجب پشیمانی همگان خواهد شد.



کسانیکه با تمام علم و دانش، آزادی و آگاهی به ضرورت اتحاد برای براندازی رِژیم ضد انسانی اسلامی پی نبرده اند چگونه از خودرهاگران داخل که اعمالشان زیر نور افکنهای امنیتی رژیم قرار دارند انتظار اتحاد دارند.رژیم برای غارت مردم از هیچ جنایتی رویگردان نیست.زندانها پر است از کنشگران آزادیخواه و هرروز تعدازی از انان به جوخه های اعدام سپرده میشوند.ملت شریف ایران تضاد و دشمنی رژیم را با مطالبات دموکراتیک خود با پوست و گوشت و استخوان حس میکنند. .امیداریم آموزشهای سازماندهی حزب ایران آباد هم از طرف حزب هم از جانب نیروهای پیشرو با شدت بیشتری پی گیری شود تا خیزشهای مردم را که از ظلم و ستم رژیم بجان آمده اند تا واژگونی آن، هدایت و مدیریت نمایند.



ارسال نظر