Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
15 December 2019 /  یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸

از باور‌های خودرهاگران

 از باور‌های خودرهاگران

  1. انسان برتر از هر پدیده ای در هستی شناخته شده است.
  2. انسان برتر از خدا، مذهب، میهن، طبقه، حزب و … است.
  3. در جامعه ی مطلوب ما جان و کرامت انسان به طور نهادینه مورد حفاظت قرار می گیرد.
  4. راه رسیدن به یک جامعه ی انسانی شکل دهی به قدرت اجتماعی است.
  5. قدرت اجتماعی از طریق خودسازماندهی مردم حاصل می شود.
  6. قدرت اجتماعی در خدمت مدیریت سطوح خرد و کلان جامعه است.
  7. قدرت اجتماعی برتر و اصیل تر از قدرت سیاسی است.
  8. حکومت باید زیر نظارت مردم باشد نه مردم زیر نظارت حکومت.
  9. دولت باید کارمند و مزدبگیر مردم باشد نه آقا بالاسر آنها.
  10. حکومت باید ابزار اجرایی تصمیم گیری های مردم باشد.
  11. مردم سالاری به معنای دخالت مستقیم نهادهای خودسازمان یافته ی مردمی در مدیریت کشور است.
  12. دولت فقط باید قدرت اجرایی برای اجرای قوانین و مقررات مصوبه ی نهادهای مردمی را داشته باشد، نه بیشتر.
  13. حکومت باید نهادی از نهادهای در خدمت قدرت اجتماعی باشد و نه بیشتر.
  14. شبکه های مدیریت اجتماعی کشور با هماهنگی با هم مملکت را اداره می کند.
  15. مشارکت نهادینه ی مردم در امور مدیریتی باید از کودکستان ها آموزش داده شود.
  16. فن آوری نوین ارتباطات مانند اینترنت ابزار پیاده ساختن مردم سالاری مستقیم است.
  17. وقتی تصمیم گیری ها توسط قدرت اجتماعی اتخاذ شود قدرت سیاسی فقط ابزار اجرایی تحت کنترل آن می باشد.
  18. در جامعه ی انسانی استثمار نه مورد دارد نه کارکرد.
  19. در جامعه ی انسانی هدف هر عضو جامعه شرکت فعال و خلاق در به حداکثر رساندن رفاه و آزادی همگانی است.
  20. در جامعه ی انسانی نابرابری طبقاتی جایگاه مادی خود را از دست می دهد.
  21. در جامعه ی انسانی هر کس در تعریف خود از خوشبختی آزاد و صاحب اختیار است.
  22. هدف جامعه ی انسانی به حداقل رساندن ضرورت های بشر و به حداکثر رساندن اختیارات اوست.
  23. در جامعه ی انسانی آزادی به طور نظری حد و مرزی ندارد و هدف همگانی رفتن به سوی شرایطی است که در عمل نیز چنین باشد.
  24. در جامعه ی انسانی افراد نه دشمن طبیعت و حیوانات، که دوست آنها هستند.
  25. مسیر جامعه ی انسانی در به اوج رساندن اختیار بشر برای تحقق خودشکوفایی اوست.
  26. مسیر تکامل جامعه ی مطلوب در رهایی انسان از هر آن چیزی است که انسانی نیست.
  27. کشف، درک، فهم، پژوهش، پرسشگری، کنجکاوی، نقد و بررسی از اصلی ترین فعالیت های جامعه ی مطلوب انسانی است.
  28. جامعه ی انسانی به سوی خودشکوفایی انسان ها حرکت می کند نه شکوفا سازی دستوری کسی.
  29. نظام تربیتی در جامعه ی انسانی مروج دو چیز بیشتر نیست: عقلانیت (خردگرایی) و شناساندن ارزش جان و کرامت انسان (اخلاق).
  30. راه رسیدن به جامعه ی انسانی، قدرت اجتماعی است و راه دستیابی به قدرت اجتماعی، خودسازماندهی مردمی.
  31. ما به دنبال جامعه ای رها شده از هر آقابالاسر آسمانی و زمینی بر سر انسان ها هستیم.
  32. ما در پی جا انداختن درک ارزش ذاتی جان و کرامت انسان هستیم.
  33. ما رستگاری را در توان انتخاب کردن و توان تحقق انتخاب خود می دانیم.
  34. دلاوری همسان عقل برای رهایی از بندهای درون و بیرون لازم است.
  35. خودرهایی زمینه و پیش شرط رهایی است.
  36. ما ستم را به هیچ شکل و اندازه ی خود برنمی تابیم و برای پایان بخشیدن به هر نوع از ستمگری آشکار و پنهان تلاش می کنیم.
  37. زندگی بدون آزادی تنها زنده بودن است و ما عاشق زندگی هستیم.
  38. بدون آزادی انسان از انسانیت تهی است، اما می تواند با تلاش برای کسب آزادی انسانیت خویش را بنا کند.
  39. ما به راستی و درستی مبتنی بر آگاهی باور داریم نه به آن که براساس عادت و سنت شکل می گیرد.
  40. ما بهشت و جهنم را در همین جهان می دانیم: بهشت جامعه ی انسانی است و جهنم، جامعه ی طبقاتی.
  41. انسان باید شانس رستگاری داشته باشد و برای این منظور باید هم آزادی داشته باشد و هم رفاه و امکانات.
  42. بهشت جامعه ی انسانی است و ساختن آن در گرو آگاهی و اراده ی ماست.
  43. ما خودسازماندهی را مسیر مناسب برای سوار شدن بر سرنوشت خویش می دانیم.
  44. ما بر این باوریم که هر کس نجات بخشی جز خود ندارد.
  45. ما به این نظریه که عده ای باید بیایند مردم را رها کنند باور نداریم. به خودرهایی مردم باور داریم.
  46. هر کس، نجات بخش خویش است.
  47. مردمی که توسط نیرویی جز خود آزاد گردند برده ی آن نیرو می شوند.
  48. ما هرکس را مسئول تعیین سرنوشت خود می دانیم.
  49. ما هر کس را مسئول زیستن خویش در آزادی یا بردگی می دانیم.
  50. ما به ضرورت نیروی هدایتگر مردم برای بردن آنها به سوی آزادی باور نداریم.
  51. آزادی زمانی دوام می آورد که به واسطه ی مبارزه مبتنی بر آگاهی و خودسازماندهی مردمی کسب شده باشد.
  52. عشق به انسان، عشق به هستی و عشق به آزادی پایه های عقلانی یک جامعه ی انسانی هستند.


دیدگاه های این مطلب


در این مبحث حرفهای تازه ای میشنویم که هرگز نشنیده ایم.امید است که آثار مثبت این صحبتهارادراین جامعه خودباخته ببینیم. علت اصلی در جا زدن ما انفعال جامعه در برابر سرکوبهاست واظهارات بی اثری هم که از سوی اپوزیسیون ابراز میگردد به عقب نشینی رژیم کمکی نمیکند.مگر اینکه با نهادینه کردن حفوق مسلم شهروندی در کنار سازماندهی به روشهای مبارزاتی کارآمدی دست یابیم.



بادرود
در قبل از انقلاب ۵۷ سازماندهی و تامین مالی توسط آخوندها انجام میشد و همین امر در زمان شورش ها بکار امد
در این مهم بسیار هوشمندانه و برنامه ریزی شده بایستی انجام پذیرد
در صورت تحقق این کنشگران تحت یک تشکل خودباوری قرار خواهند گرفت و بسیار ارزشمند است
به امید پیروزی



باسلام ودرودفراوان آقای عرفانی عزیز اوایل صحبتهای شما من معترض بودم که چرادکتر فقط به یک درصدی تکیه کرده الان متوجه شدم ما باچه دسته مردم طرف هسیم بله راست گفتین که یک درصدی ..آبادی آزادی



ارسال نظر