Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
18 July 2019 /  پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸

اصول و روش های براندازی دیکتاتوری – قسمت هشتم

طرحریزی استراتژی عملیاتی مبارزه:

هر چقدر که استراتژی محور برای تشریح وضعیت مبارزه و ساقط کردن رژیم دیکتاتور کامل و مورد پسند باشد، هرگز به خودی خود اجرا نشده و لازم است که یک سری استراتژی های عملیاتی بمنظور تضعیف و غلبه بر رژیم فراهم شوند.

استراتژی های ویژه عملیاتی در بر گیرنده ی سری عملیاتی تاکتیکی و روش هایی خواهند بود که بتوانند ضربه هایی موثر به رژیم وارد کنند، به همین جهت تاکتیک ها و روش ها بایستی با دقت کامل و به منظور به ثمر رساندن استراتژی و هدف های مختص به خود انتخاب شوند. از این رو بحث را در اینجا و در این مورد متمرکز می کنیم:

همان گونه که رئوس طرحریزی نظامی ( وضعیت نیروها- پشتیبانی لجستیکی -مهمات و وضعیت جغرافیائی و …) بایستی از سوی افسران عملیاتی مطالعه دقیق شده بر مبنای آن طرح عملیاتی را نوشت، طرحریزان استراتژی عملیاتی در مبارزه و نافرمانی مدنی و براندازی نیز بایستی آگاهی و شناخت کامل از نتیجه و تاثیر روش هاس انتخاب شده  در طول مبارزه داشته باشند.

شناخت و باور به طبیعت مبارزه مدنی و منفی، داشتن امکانات و بقیه عوامل لازم برای مبارزه، خود بخود استراتژی را ایجاد نکرده برای بهم پیوستن تمام اجزا و عملکرد صحیح نیاز به اندیشه هایی  با آگاهی و قدرت خلاقیت می باشد.

پاسخ به پرسشهائی که در زیر مطرح می شوند در این راه کمک نموده و به آگاهی بیشتر خواهد انجامید.

یک- نقش هرکدام از هدف های عملیاتی در راه رسیدن به هدف نهائی ( موزاییک هائی که باید درکنار هم قرار گرفته و نقش را کامل کنند.)

دو- برگزیدن روش های ویژه عملیاتی و یا سلاح های سیاسی که در پیشبرد هدفهای مشخص بکار گرفته می شوند. باید به این نکته توجه داشت که رسیدن به هدفهای بزرگتر لازمه اجرای عملیات محدود تاکتیکی و بکار بردن روش  های است که عرصه را بر نیروهای دیکتاتور تنگ کرده و در مجموع آنها را وادار به عقب نشینی نموده و مبارزین را به هدف های عملیاتی مورد نظر می رسانند.

سه- تعیین نقش عوامل اقتصادی و اینکه آیا، کی ، و چگونه می توان آنها را وارد و با حرکت مبارزه ترکیب کرد.

چهار- از پیش برگزیدن ساختار کادر راهبری و این که چه نوع راهبری و سیستم ارتباطی در به حرکت آوردن و پیشبرد مبارزه بهترین نتیجه را خواهد داشت و این که چه وسایلی برای برقراری و حفظ ارتباط با مبارزین، دادن آگاهی، دادن رهنمود و اعلام تصمیم گیری ها، مورد نیاز و کدام را در اختیار خواهیم داشت. مثلا رادیوی بی بی سی که در زمان انقلاب سال ۵۷ جوابگوی همه این نیاز ها بود.

پنج: راه رساندن اخبار واقعی مبارزه به مردم عادی، نیروهای رژیم، و خبرگزاری های بین المللی چیست؟ گزارشات بایستی همیشه بر مبنای واقعیت بوده انتشار اخبار نادرست و شایعات به اعتبار اخبار و نتیجتا مبارزه آسیب خواهد رساند.

شش: برنامه هایی برای خودیاری اجتماعی، فرهنگی , (مدارس و دانشگاهها و …) اقتصادی و سایر فعالیت های روزمره مردم برای تامین نیاز های اجتماعی. این برنامه ها می توانند به وسیله کسانی که فعالیت مستقیم در مبارزه ندارند اجرا گردد.

هفت: مشخص کردن کمک هایی که نیاز است از خارج از کشور برای پشتیبانی و پیشبرد هدفهای مختلف مبارزه دریافت شود. چگونه می توان بدون این که مبارزه داخلی را به آنها وابسته ( با محاسبه این که این کمک ها احتمالی بوده و تضمین شده نیستند) حداکثر استفاده را از آنها نمود.

باید توجه کنیم که از چه گروهها و سازمانهایی برای این منظور استفاده کنیم، مانند حرکت های مختلف اجتماعی، سازمانهای غیر دولتی، گروههای دانشجویی، کارگری، دول خارجی، سازمان ملل و اقمار آن مانند حقوق بشر، رفع تبعیض از زنان و غیره.

افزون بر این، نیروهای مقاومت بایستی خود یاری برای حفظ نظم و برقراری انظباط اجتماعی در طول مبارزه بر علیه رژیم دیکتاتور را نیز به عهده  بگیرند. این کار علاوه بر رفع نیازهای معمول اجتماعی، ادعای رژیم را برای ابراز خشونت و خفقان به نام برقراری نظم اجتماعی و حمایت از مردم بی گناه را نیز بی ارزش خواهد نمود.

پخش و قبولاندن ایده عدم همکاری در میان مردم:

برای موفقیت در حرکت نافرمانی مدنی، حتما لازم است که ایده همکاری به مردم تفهیم و انجام آن از آنها خواسته شود. چکیده ی این فلسفه چنین است که اگر تعداد کافی از مردم تحت فشار به مدت لازم با دیکتاتورها همکاری نکرده و چرخ های آنان را از گردش باز دارند با وجود تمام فشارها و خشونت ها، فشار  آورنده ها به تدریج تضعیف شده در نهایت از پا خواهند افتاد. معمولا و به ویژه در موقعیت امروزه، مسلما مردم تا اندازه ای از این فلسفه و روش های مختلف عدم همکاری آگاهی دارند. با وجود این، دستگاههای تبلیغاتی و افراد کنشگر باید سعی در مقبولیت و عمومیت بخشیدن  عدم همکاری بنمایند. هنگامی که این  فکر در میان مردم ترویج، تشویق و تفهیم شد، در آن زمان، مردم با آگاهی کامل از انگیزه و نتیجه کار هاشان در زمان درخواست رهبران و یا به صورت خود جوش به آن تن داده، همزمان انواعی دیگر و راههایی دیگر و ابتکاری را ابداع نموده  و آنها را انجام خواهند داد.

با وجود این که خطر های زیاد و اشکالات فراوان در ایجاد و برقراری سیستم های خبری و ارتباطی به منظور هماهنگی و دادن رهنمود به مبارزین وجود دارد ( نمونه ی اشکالات فنی و پارازیت انداختن بروی فرستنده های ماهواره ای و تلفن های موبیل و درگیر موانعی که رژیم اسلامی به وجود آورده است) در عمل دیده شده که این کار در نهایت شدنی است و حتی در زمان رژیم نازی هیتلری و کمونیسم در شوروی، گروههای مقاومت می توانستند نه تنها در میان خود ارتباط برقرار کنند، بلکه با چاپ و انتشار روزنامه های مخفی، اعلامیه ها و شبنامه ها، و ده ها راه ابتکاری دیگر با سایر گروههای مبارز در تماس دائم باشند. در حرکت های سال های اخیر از طریق رادیو، نوارهای صوتی، نوار و دیسک ویدیوئی و صوتی و در نهایت امروز از طریق اینتر نت و ماهواره امکان پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی برروی طول موجهای متوسط و مخصوص ماهوارهایی که مورد استفاده خود رژیم اسلامی نیز هستند وجود دارند.

همان گونه که پیش از این نیز گفته شد، همزمان با برقراری آمادگی های لازم برای شروع مبارزه مدنی، خطوط اصلی مقاومت باید مشخص شده به آگاهی مردم برسد. این آگاهی موارد و شرایطی را که تحت آنها مردم بایستی عدم همکاری را آغاز کنند روشن نموده و چگونگی انجام آنرا نیز به آگاهی همگان خواهد رسانید. در این حالت حتی اگر در راستای حرکت حکومت بتواند کانال های ارتباطی را مسدود نموده و راهنمایی های لازم به موقع به آگاهی مردم در صحنه نرسد، آنها  قادر خواهند بود که با دانستن از پیش، خطوط اصلی را دنبال کرده و راهکارهای رسیدن به هدف های مشخص را دانسته و دنبال کنند. این کار همزمان شایعات و اخبار دروغین و دستورات انحرافی را که از سوی رژیم برای ایجاد اغتشاش و شروع به سرکوبی پخش خواهد شد خنثی می نماید.

برخورد با عملیات سرکوب گرانه

طراحان استراتژیک باید پیشاپیش عملیات سرکوبگرانه و به ویژه خشونت بار عوامل رژیم را در مقابل مردم برآورد و پیش بینی کنند. اکثر این روش ها با توجه به برخورد های سال پیش و روش های بکارگرفته شده از سوی مزدوران رژیم، شناخته شده هستند، ولی در مراحل بعدی که خشونت بارتر و برای ادامه بقای رژیم خواهد بود، نیازبه  برآورد بیشتر خواهد بود. لازم است روش هایی ابداع شوند که نحوه ی برخورد و واکنش در مقابل این گونه عملیات روشن و برای همگان نیز توضیح داده شود،که تا سرحد امکان از ادامه سرکوب و شکست مردم کاسته شود.

از نظر تاکتیکی و در مواقعی ویژه، دادن اخطار های لازم به مردم در باره ی عملیات سرکوب و خشونت بار رژیم، به آنها کمک خواهد کرد که با اگاهی از ریسک موجود و با ارده ی قوی تری در مبارزه شرکت کنند و مسئولین رژیم هم خواهند دانست که ورقی پنهان در آستین ندارند و عملیاتشان پیش بینی شده است. در صورت پیش بینی خشونت زیاد، لازم است که پرسنل لازم و وسائل مورد نیاز کمک های اولیه و پانسمان زخم و دیگر لوازم در اختیار مبارزین گذاشته شده و یا از آنان خواسته شود که به طور داوطلب این گروه ها را تشکیل  دهند.

در طول مبارزه، استراتژیست ها باید تاکتیک ها و متد هایی را پیشنهاد کنند که همزمان با کمک به رسیدن به هدف نهایی، منتج به حداقل خشونت سرکوبگرانه و یا حتی حذف آن بشود. بطور مثال تظاهرات خیابانی در عین حال که نمایانگر احساسات و عقاید مردم است، ممکن است در صورت بروز خشونت منجر به تلفات جانی و  کشته و زخمی زیادی از مردم بشود. با توجه به دکترین رژیم اسلامی که همه کشته ها و زخمی ها را اراذل و اوباش و مخالف با اسلام و انقلاب معرفی کرده و جنایات خود را توجیه می کند، شاید که آن تظاهرات و دادن تلفات سنگین به آن مقدار که مردم تنها در خانه بمانند و عدم همکاری عظیم و یکپارچه ای را اعمال کنند، در ضربه زدن به پیکر رژیم موثر نباشد.

باید در نظر داشت که روش ها همیشه یکسان نیستند و بر اساس تاکتیک های مختلف در زمان ها و مکان های مختلف روش های مختلف نیز بکار گرفته می شوند.

در مواقعی ممکن است بنظر بیاید که تاکتیک کشیدن مردم به خیابان ها و تظاهرات و شعار برای رسیدن به هدفی مشخص مورد نیاز باشد. در این حالت اولین سئوال باید این باشد که در مقابل تلفاتی که می دهیم چه امتیازی را بدست خواهیم آورد و آیا این امتیاز ارزش استراتژیکی در مقابل بهای پرداخت شده را دارد یا خیر؟ سئوال دوم این که آیا تظاهر کنندگان این ظرفیت و انظباط را دارند که در مقابل خشونت و تلفات مقاومت کرده و خود به خشونت متقابل متوسل نشوند؟ چگونه می توان از آن جلوگیری کرد؟ ( در خواست های مکرر از مبارزین و تظاهر کنندگان، اعلام کتبی در دستور العمل ها و اظهار نامه ها، پخش اعلامیه برای دعوت مردم به عدم خشونت، تعیین عده ای برای نگهبانی نظم و …) از جمله این گونه پیش بینی ها هستند که باید بررسی گردد آیاو تا چه حدی موثر هستند.

همچنین باید به اگاهی مردم برسد که تعدادی از عوامل رژیم در داخل تظاهر کنندگان و یا رو در روی آنان، آنها را تحریک و تشویق به خشونت خواهند نمود و از مردم خواست که آنها را طرد کنند.

 


برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه های این مطلب


در این مبحث حرفهای تازه ای میشنویم که هرگز نشنیده ایم.امید است که آثار مثبت این صحبتهارادراین جامعه خودباخته ببینیم. علت اصلی در جا زدن ما انفعال جامعه در برابر سرکوبهاست واظهارات بی اثری هم که از سوی اپوزیسیون ابراز میگردد به عقب نشینی رژیم کمکی نمیکند.مگر اینکه با نهادینه کردن حفوق مسلم شهروندی در کنار سازماندهی به روشهای مبارزاتی کارآمدی دست یابیم.



بادرود
در قبل از انقلاب ۵۷ سازماندهی و تامین مالی توسط آخوندها انجام میشد و همین امر در زمان شورش ها بکار امد
در این مهم بسیار هوشمندانه و برنامه ریزی شده بایستی انجام پذیرد
در صورت تحقق این کنشگران تحت یک تشکل خودباوری قرار خواهند گرفت و بسیار ارزشمند است
به امید پیروزی



باسلام ودرودفراوان آقای عرفانی عزیز اوایل صحبتهای شما من معترض بودم که چرادکتر فقط به یک درصدی تکیه کرده الان متوجه شدم ما باچه دسته مردم طرف هسیم بله راست گفتین که یک درصدی ..آبادی آزادی



ارسال نظر