Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸پخش زنده رادیو اتحاد
20 May 2019 /  دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

اصول و روش های براندازی دیکتاتوری – قسمت نهم

پیگیری و پیروی کامل از طرح استراتژیکی

زمانی که طرح استراتژی عملیاتی کامل شده است، نیروهای مبارز دیگر نباید به حرکت های انحرافی رژیم که می خواهد آنان را وادار به ترک نقشه های خود نموده و توجه آنها را به موضوعات کوچک و بی اهمیت جلب کند، ترتیب اثر بدهند. احساسات و هیجانات  ناشی از اتفاقات، مانند خشونت های جدید و بی سابقه، به هیچ روی نباید آنان را از تعقیب طرح های اصلی و رسیدن به هدف مورد نظر باز بدارد. چه بسا که این نوع عملیات مخصوصا از سوی رژیم دیکتاتور و به منظور تشویق آنان برای انحراف از طرح اصلی و تحریک به خشونت باشد که بتوانند با داشتن نیروی بیشتر و اسلحه، مبارزین را سرکوب کامل کرده و حرکت را به شکست منجر نمایند.

با ایمان کامل و باور به حرکت و انگیزه هایش، نیروهای مبارز وظیفه دارند که به حرکت ادامه داده و گام به گام در راه هدف نهایی که سرنگونی رژیم می باشد پیشروی کنند. مسلما در ابعاد زمانی و مکانی نیاز به تغییرات غیر اصولی و مانور های لازم در مقابل وضعیت های پیش آمده خواهد بود، که رهبران آگاه بدون این که این تغییرات در هدفهای اصلی استراتژی محوری و عملیاتی موثر باشند، آنها را انجام داده و راه را با موفقیت ادامه خواهند داد.

اجرای نافرمانی مدنی – نافرمانی سیاسی- مقاومت مدنی

در وضعیت و زمانی که مردم خود را در مقابل رژیم دیکتاتور ضعیف و بی دفاع و بدون قدرت می بینند و از آن وحشت دارند (موقعیت دقیق مردم امروز در ایران)، لازم است که اعمال و حرکت هایی که از آنان خواسته می شود؛ اعمالی با حداقل ریسک و در مقابل، تقویت کننده ی شهامت و و اعتماد به نفس آنان باشد. این کارها مانند پوشیدن لباسی به رنگ و نوعی مشخص، خریدن و یا تحریم کالایی مشخص، نمایانگر قضاوت عمومی جامعه در مقابل رژیم و در عین حال بدون ریسک و تقویت کننده روحی جامعه خواهد بود. متد هایی که برای کارهای  عمومی و یا برای گروهی مشخص در ابتدا در نظر گرفته می شوند هر چند هم کم اثر، بایستی کاملا قابل شناسائی و غیر قابل انکار برای رژیم باشند. موفقیت در این گونه عملیات باعث اعتماد به نفس و جسارت مردم شده و ضمنا به آنان نشان خواهد داد که تنها نبوده و اکثریت و نهایتا قدرت واقعی به دست آنان است.

همان طور که هیچ یک از عملیات طرح شده به تنهائی برای سقوط فوری رژیم انجام نمی گیرد، لزومی هم دیده نمی شود که همه نیروهای مبارز ه در تمامی عملیات شرکت داشته باشند. در هنگام طرح ریزی باید پیش بینی شود که در آغاز، در طول و در نهایت مبارزه، عملیات به دست چه کسانی انجام و کلیات از هم تفکیک گردند. به عنوان مثال اعتصاب ها تنها بدست کارگران و کارمندان انجام می گیرد و مردم عادی شرکت موثری در آنها نخواهند داشت و آن گاه نیرو های آگاهی دهنده و خبر رسانی و تبلیغاتی به پخش آنها خواهند پرداخت.

عملیات نمادین یا انتخابی

در مراحل آغازین مبارزه، عملیاتی ویژه و نمادین( سمبولیک)، تک تک و یا بصورت متداخل و پیگیر می توانند بسیار مفید باشند. این عملیات و یا مقاومت ها در صورت لزوم می توانند به طور سمبولیک  بوده و فقط هدف  نشان دادن انزجار مردم از رژیم را برای رسیدن به هدفهای متعاقب داشته باشند. این روش ها باید کلا در گیر با مسائل روزمره اجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی باشند. به طور مثال اعتراض به دخالت شورای نگهبان در امری به خصوص و یا کمبود بنزین و گرانی برق و غیره. برای به دست آوردن بهترین نتیجه ها می توان همزمان نقاط ضعف رژیم را ( بزرگترین و نمایان ترین آنها) را  به صورت معدود مورد حمله قرار داده ضربه هایی موثر به پیکر رژیم وارد نمود.

در هنگام آغاز حرکت بهتر است تمرکز تبلیغاتی روی اشکالات سیاسی رژیم انجام بگیرد. این تبلیغات مستقیما مردم را تحت تاثیر قرار داده و ضمنا آزمایشی برای کادر رهبری بمنظور برآورد و آماده کردن اجتماع برای قدم های بعدی از جمله نا فرمانی مدنی و عدم همکاری خواهد بود.

قدم اول ممکن است با یک اعتراض نمادین و یا عملی نمادین از یک عدم همکاری محدود و موقت برداشته شود. اگر تعداد کسانی که آمادگی شروع مبارزه را دارند کم و محدود باشد، این قدم اولیه می تواند مثلا گل گذاری در محل های نمادین ( گورستان ، دانشگاه ، خوابگاه دانشجویان ، محل کشته شدن اشخاص سرشناس و مخالف و …) باشد، ولی اگر تعداد مردم بسیار زیاد باشند آنگاه می توان اعمالی بزرگتر و پر اثر تر، مانند پنج دقیقه دست کشیدن از کار همگانی و یا چندین دقیقه سکوت همگانی را انجام داد. در وضعیت های دیگر ممکن است یک اعتصاب غذای نشسته، اشغال عمومی و بدون خشونت یک محل مهم، تعطیل کلاسهای دانشگاه و مدارس برای زمانی کوتاه، اعتصاب نشسته در محلی رسمی (یکی از ادارات دولتی) و اعمالی مشابه برای دامن زدن بیشتر به مبارزه و تشویق دیگران به کار گرفته شوند. با تجربه از گذشته می دانیم که این گونه کارها با شدت عمل و خشونت از طرف رژیم مواجه خواهند شد.

اعمالی مانند اشغال ساختمان مجلس و یا محل اقامت اشخاص مهم و یا سازمانهای حیاتی رژیم ( سپاه پاسداران ، بسیج، بنیاد مستضعفان و …) ریسک بزرگ از نظر تلفات و نتیجه عملیات بوده و باید در مراحل پیشرفته مبارزه و با حد اقل مقاومت حکومتی و تلفات شخصی همراه باشند.

تجربه نشان می دهد که اعتراضات و تظاهرات نمادین عظیم بسیار در جلب توجه منابع داخلی و بین المللی موثر بوده اند. بطور نمونه تظاهرات دانشجویان در برمه ( ۱۹۸۸) و تظاهرات عظیم دانشجویان چینی در میدان تیان مان بیجینگ (۱۹۸۹) نشان دهنده این تجربه هستند. تلفات جانی سنگین تظاهر کنندگان این نکته را مطرح می کند که با وجود تاثیر عظیم تبلیغاتی بین المللی و برانگیختن خشم عمومی داخلی، این گونه عملیات به تنهائی در رسیدن به هدف نهائی و سقوط رژیم تقریبا بی اثر بوده و با دادن تلفات سنگین و سرکوب شدن فروکش نموده تغییری در موضع قدرت حکومت نداشته اند.

در اکثر موارد و یا همه مواردی که شاهد بوده ایم، گرفتن و یا قطع منابع قدرت رژیم دیکتاتوری با تمامیت و سرعت در مراحل آغازین مبارزه امکان پذیر نبوده و برای این منظور تقریبا باید همه مردم و اکثریت سازمانها در مبارزه شرکت کنند. این شرکت شامل کسانی می شود که تا به حال به صورت اکثریت خاموش، مطیع حکومت بوده و اینک بایستی با قدرت و یکپارچه رژیم را نفی کرده با عدم همکاری عمومی در مقابل آن بایستند. این کار بسیار مشکل و تا به حال در ایران اسلامی بی سابقه می باشد و بر همین اصل، عدم همکاری و اعتصاب عمومی در مراحل اولیه و انتظار داشتن آن از مردم دور از واقعیت بوده و دعوت به این کار در این مرحله بیهوده و بی اثر است و همان گونه که مشاهده شد در طول درگیری های پس از انتخابات، به دلیل تنها سیاسی بودن حرکت، همه دعوت ها از کارگران و کشاورزان و کارمندان برای شروع اعتصاب بی اثر مانده و بی جواب ماند.

در طول مبارزه و عملیات عرضی انتخابی ، معمولا جرقه و ابتکار ، توسط گروه و یا گروههائی مشخص از مردم زده شده و آن گروه یا گروه ها به میدان می آیند ( دانشجویان – آموزگاران – کارگرانروزنامه نگاران و …) و در ادامه حرکت این مسئولیت به سایر گروهها منتقل می شود. به طور مثال دانشجویان در اعتراض به مسائل آموزشی – روزنامه نگاران با اعتراض به سانسور مطبوعات و انتشار روزنامه با ستون های سفید در جای مطالبی که سانسور می شوند- مذهبیون با اعتراض به یک فتوا و دستور مذهبی نیروهای پلیس با سرپیچی از دستور توقیف فعالان سیاسی و …. فعالیت های گروهی مخصوص به سایر گروهها فرصت استراحت و جمع کردن قوای تازه نفس و طرحریزی عملیات و ابتکارات نوین و تمدید قوا داده همزمان مبارزه نیز ادامه خواهد داشت.

هدف گیری قدرت رژیم

با پیشرفت تدریجی مبارزه، طراحان عملیاتی نیاز خواهند داشت که نقاط قدرت رژیم را هر چه بیشتر تضعیف نمایند. با این هدف که با استفاده از روش های مختلف عدم همکاری امتیازات استراتژیکی بیشتری بدست بیاورند. باید به دقت برآورد نمود که چگونه می توان گروه خاموش و یا متمایل به رژیم را که با آن همکاری نموده و موجب بقایش هستند از این پشتیبانی باز داشت.

به عنوان مثال می توان از صحنه های خشونت و سرکوبی عکس و ویدئو گرفته از طریق ماهواره و اینترنت به همه نشان داده و همگان را دعوت به ترک طرفداری از رژیم و پیوستن به حرکت و عدم همکاری نمود. همچنین تشریح و نشان دادن فجایع معمولی اجتماعی مانند بیکاری- فسادفحشا- فقر- جمع آوری ثروت و اشاعه فساد و دزدی بین ملایان و دیگر سران حکومتی مانند سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و سایر موسسات دولتی و همچنین تبلیغ این که زمان سقوط رژیم آخوندی به سر رسیده و همگی رفتنی هستند و تبلیغات و آگاهی دادن به مردم که پس از دوران ظلم و فساد چه نوع حکومتی در انتظارشان است، از جمله کارهای موثر می باشند. باید توجه داشت که سلیقه سیاسی و اجتماعی و همچنین وضعیت کاری و اقتصادی همه مردم در یک سطح نیست و هر گروهی را باید با مقایسه وضعیت آن در اجتماع و این که خیلی بیشتر از آنچه که دارند لیاقتشان است به حرکت و عدم همکاری با رژیم واداشت. این موضوع ها باید از زبان ها و منابع مختلف به طور دائم تکرار شوند تا تاثیر لازم را بر افکار عمومی بنمایند.

همزمان در طول مبارزه، نیروهای اصلی و کمکی رژیم را، از اهرم های سیاسی تا قدرت ( سپاه-ارتش- پلیس- بسیج- حزب الله و…) بایستی بدقت زیر نظر داشت. یک مطالعه حتما لازمست تا که میزان وفاداری هرکدام از این نیروها را نسبت به رژیم دانسته و بدانیم از چه راهی می توان در آنها نفوذ نموده و آنان را به طرفداری از خود واداشته و یا حد اقل از اقدام به سرکوبی و خشونت در مقابل مبارزین بر حذر کنیم. در پیام هایی که پیش از آغاز و در طول مبارزه به این نیروها داده می شود باید یادآوری و تکرار کرد که این مبارزه ای بدون خشونت و به منظور براندازی رژیم است و نه برای درگیری با نیروهای مسلح و سرکوبگر. باید تکرار نمود که آنها هدف نیستند و پس از سرنگونی رژیم نیز مورد هدف قرار نخواهند گرفت و همچنین باید به آنها یادآوری و تفهیم نمود که با سرکوبی و یا بدون سرکوبی حرکت تا سقوط رژیم ادامه خواهد داشت و اگر آنها در مقام خشونت و سرکوبگری بایستند، سرنوشتی مانند کسانی که به روی مردم خود آتش گشودند و بدست همان مردم کشته شدند خواهند داشت.

این امکان وجود دارد که یکی از نیروهای وفادار به رژیم ( احتمالا سپاه پاسداران) در حال پیشرفت مبارزه و خطر سقوط رژیم، اقدام به کودتا نموده دولت را ساقط و خود اعلام حکومت کرده شروع به قلع و قمع مخالفین کند. در زمانی که این خطر قریب الوقوع احساس شده و بیم از انجام آن می رود، باید به طور سریع به مردم و نیروهای انتظامی و همچنین ارتش هشدار داده و از آنان خواست که در مقابل کودتاگران و در کنار مردم بایستند و به یاری مردم، کودتا را خنثی نمایند و مبارزه هرگز نباید تعطیل و متوقف و کند شود. همچنین به سران کودتا نیز پیغام داد که این کارها در نجات رژیم و خود آنها موثر نبوده و در نهای
ت به کشت و کشتار متقابل و جنگ داخلی منجر شده و آنان در این حالت مجبور به شکست خواهند بود
. پرسنل نیروهای پلیس و ارتش می توانند نقش حیاتی در به نتیجه رسیدن مبارزه داشته باشند. کند کاری و عدم همکاری- اجرا نکردن دستورات مختلف به ویژه سرکوبی و مقابله با مردم – دفاع از مردم در مقابل نیروهای سرکوبگر- کمک های پزشکی و دارویی و سایر کمک های مهم دیگر ازاین قبیل می باشند.

توجه ویژه به این امر لازم است که سپاه پاسداران- بسیج – نیروهای لباس شخصی- نیروی انتظامی و در نهایت ارتش، مهمترین بازوهای قدرت ملایان بوده و به آسانی و با استفاده از سلاح های گوناگون می توانند مردم غیر مسلح و بی دفاع را سرکوب نمایند و تا زمانی که این وفا داری به رژیم ادامه داشته باشد، غلبه بر آن بسیار مشکل است. به همین جهت، ایجاد تزلزل در رده های مختلف این بازوهای قدرت، ایجاد شکاف عقیده در میان نیروهای مختلف، و تقلیل وفاداری و پشتیبانی در همان مراحل آغازین و همچنین در عرض و طول مبارزه بسیار مهم و از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نیازمند تفکر و طرحریزی دقیق می باشد.

در ضمن باید به مردم عادی عواقب نافرمانی و مخالفت نظامیان و پلیس را که احتمالا اعدام های بدون محاکمه و سایر تنبیهات شدید از طرف حکومت می باشد یادآوری نموده به آنان تفهیم کرد که نمی توانند توقع نا فرمانی و سرپیچی فوری از نظامیان و پلیس داشته، بلکه از باید از راه های ارتباط جمعی به آن نیروها آموزش داد که چگونه می توانند بدون این که بطور علنی طغیان کنند ( در زمانیکه هنوز قدرت بدست رژیم است) به طور ضمنی خود را خنثی کرده به حرکت کمک کننند. این کمک ها مانند انجام ندادن کامل عملیات سرکوبی- جستجوی بدون نتیجه برای پیدا کردن و بازداشت افراد مبارز- آگاهی دادن به نیروهای مقاومت در باره حرکت و مسیر و عده نیروهای سرکوبگر- خودداری و یا تاخیر در دادن اخبار و گزارشات به مقامات بالا تر از خود- در صورت گرفتن دستور  تیراندازی، نشانه گیری از بالای سر مقاومت کنندگان و در مورد کارمندان غیر نظامی، گم  کردن عمدی پرونده ها و جابجائی دستورات و بخشنامه ها- کم کاری و کند کاری – تمارض و دیگر کارهائی از این قبیل در جهت پیشبرد هدف های مقاومت سودآور خواهد بود.




دیدگاه های این مطلب


در این مبحث حرفهای تازه ای میشنویم که هرگز نشنیده ایم.امید است که آثار مثبت این صحبتهارادراین جامعه خودباخته ببینیم. علت اصلی در جا زدن ما انفعال جامعه در برابر سرکوبهاست واظهارات بی اثری هم که از سوی اپوزیسیون ابراز میگردد به عقب نشینی رژیم کمکی نمیکند.مگر اینکه با نهادینه کردن حفوق مسلم شهروندی در کنار سازماندهی به روشهای مبارزاتی کارآمدی دست یابیم.



بادرود
در قبل از انقلاب ۵۷ سازماندهی و تامین مالی توسط آخوندها انجام میشد و همین امر در زمان شورش ها بکار امد
در این مهم بسیار هوشمندانه و برنامه ریزی شده بایستی انجام پذیرد
در صورت تحقق این کنشگران تحت یک تشکل خودباوری قرار خواهند گرفت و بسیار ارزشمند است
به امید پیروزی



باسلام ودرودفراوان آقای عرفانی عزیز اوایل صحبتهای شما من معترض بودم که چرادکتر فقط به یک درصدی تکیه کرده الان متوجه شدم ما باچه دسته مردم طرف هسیم بله راست گفتین که یک درصدی ..آبادی آزادی



ارسال نظر