Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
8 December 2019 /  یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸

اصول و روش های براندازی دیکتاتوری – قسمت یازدهم

ارتش جمهوری اسلامی

ارتش در درازای سالهای حکومت ملایان، با وجود فرماندهانی که از سوی خودشان انتخاب می شوند، چون در فلسفه وجودیش ریشه ایدئولوژیکی ندارد، همواره مورد سوء ظن و کم شماری بوده در مقایسه با پرسنل سپاه پاسداران توجه بسیار کمتری به رفاه و روحیه پرسنل آن معطوف بوده است.

استفاده از نیروهای ارتش یرای سرکوبی مردم ممکن است به دو صورت انجام گیرد:

یکم: در صف پس از پلیس و نیروی انتظامی و پیش از وارد کردن سپاه پاسداران به میدان، ولی تحت نظر و امر فرماندهان پاسدار برای نظارت در انجام وظائف محوله در سرکوبی مردم و حفظ نیروی پاسداران به حالت نیروی آماده که در صورت سرکوب شدن و شکست مردم دخالتی نداشته باشند و در حالت جدی شدن خطر براندازی آن نیروی آماده را به منظور آخرین صف دفاع از خود و سرکوبی مردم وارد میدان نمایند. چنین به نظر می آید  که در این حالت، نیروی “آخرین صف دفاع” از کاربری زیادی بر نیامده و اخبار و شایعات و گزارشات واقعی و آنچه که در صحنه دیده می شود، باور به پیروزی را از این افراد سست کرده و از توانشان برای درگیری به صورت روانی کم کرده و آنان در این مرحله بیشتر به فکر نجات جان خویش و دور شدن از معرکه خواهند بود، تا دفاع از رژیم در حال واژگونی، ولی باور فرماندهانشان به جز این بوده و بر این خواهد بود که این نیروی شکست ناپذیر از پس مردم برآمده و آنان را پیروز میدان خواهد نمود.

دوم: ارتش و سپاه را در کنار هم قرار بدهند، تا همزمان با تقویت نیروی مقابله، آنان را زیر نظر داشته و از هرگونه احتمال سرپیچی از دستور و فرار احتمالی سربازان پیشگیری نمایند.

ارتش با داشتن وظیفه دفاع سرزمینی و ریشه های عمیق مردمی سربازان وظیفه، درجه داران و افسران، که در میان مردم زندگی می کنند و نداشتن اید ئولوژی مذهبی، کلا مورد اعتماد کامل رژیم نبوده و به همین دلیل در سطح پائین تری قرار گرفته و به عنوان نیروی مسلح رسمی، سپاه پاسداران همیشه بر ارتش مقدم بوده است. این خود دوباره هدفی قوی را برای تبلیغات عرضه می کند که می توان با استفاده صحیح و تبلیغات موثر، این موضع قدرت رژیم را خنثی نموده و حتی ممکن است قسمتی از نفراتش در کنار مردم ایستاده و از آنان در مقابل نیروهای سرکوب دفاع کنند.

در مجموع نتیجه گیری می شود که در عملیات موفق بر علیه رژیم دیکتاتوری، لازم است که به وسیله نافرمانی مدنی و عدم همکاری، پایه های قدرت رزیم را تضعیف نموده و مسلما با عدم دسترسی به منابع قدرت مورد نیاز برای مقابله و سرکوبی مردم، این پایه های قدرت متزلزل و سست شده و در نهایت فرو خواهند پاشید. از این رو در طرحریزی استراتژیکی نا فرمانی مدنی ، هدفهای اصلی باید همان منابع قدرت رژیم باشند.

گام بعدی

پس از تضعیف و یا خنثی کردن قسمت هائی بزرگ از منابع قدرت رژیم، بدنه واقعی مبارزه با تشکیل موسسات موقت با وظائف گوناگون و اجرای راهنمایی های صادر شده از سوی آنان توسط پیکر کلی اجتماع، سقوط دیکتاتوری و حقانیت بر قراری یک حکومت موقت آزاد، دیگر غیر قابل انکار  و پیشگیری خواهد بود، چرا که نسبت قدرت در اجتماع عوض شده و دیگر سران حکومت ملایان در حال از دست دادن قدرت و مردم آزادیخواه در حال بدست گرفتن آن می باشند.

اوضاع کشور لهستان در سالهای ( ۱۹۷۰-۱۹۸۰ ) نمونه ای بسیار کامل از این کار می باشد. کلیسای مسیحی که تمام مدت و سالها زیر ضربه کمونیسم بوده ولی به حالتی ضعیف موجودیت خود را هنوز حفظ کرده بود، با همکاری تعدادی از روشنفکران و کارگران، در اواسط دهه هفتاد حرکت “سولیداریتی” یا “همبستگی” را پایه گذاشته سپس با پیوستن کشاورزان و دانشجویان و دیگر گروه های اجتماعی، توانستند سازمان سیاسی مستقلی را در کنار دولت کمونیستی فعال کنند. در این زمان دولت کمونیست به خطر پی برده سولیداریتی را متوقف و ممنوع و حکومت نظامی اعلام می کند. ولی حتی زیر سلطه حکومت نظامی و با وجود زندانی کردن افرادی بیشمار و محاکمات بی رویه و شدت محکومیت ها و مجازاتها، گروه سولیداریتی به موجودیت و عملیات خود ادامه داده، مثلا ده ها روزنامه و مجله که غیر قانونی اعلام شده بودند به انتشار ادامه دادند، ناشرین ممنوع القلم به چاپ کتابهای فراوان پرداختند و روزنامه ها و کتابهای شناخته شده ، از سوی حرکت تحریم شدند که اعمال مشابه در اجتماع نیز انجام گرفت.

در نهایت کار به جایی کشیده شد که حکومت نظامی کمونیست تنها در سطح بالای اجتماع خود را نشان می داد، بدون این که عملا بتواند کاری انجام دهد. مقامات حکومتی هنوز ساختمانها و مشاغل را به ظاهر در اختیار داشتند، ماموران هنوز به حمله به اجتماعات و توقیف و تنبیه مردم ادامه می دادند و روزنامه و نشریات را توقیف کرده به رو
ش معمول ادامه می دادند، ولی هرگز قادر به کنترل اجتماع نشده و از همان زمان به سراشیبی سقوط افتادند.

یاد آور می شود که رژیم اسلامی، یک مهره پشتیبانی بنام ” رئیس جمهور منتخب” در اختیار دارد که در صورت وخامت اوضاع با جلو انداختن وی و دادن اختیارات بی مرز و با دادن وعده آزادی و امنیت از سوی رئیس جمهور سعی خواهد شد که نا آرامی ها را خاموش کنند. از این رو باید که از آغاز کار، رژیم و رهبر و رئیس جمهور همگی مورد هدف حمله های تبلیغاتی باشند، به ویژه که که هم اکنون رئیس جمهور در میان اکثریت هیچ پشتیبانی و طرفداری ندارد و بنا بر این کسی وعده های دروغین اش را باور نخواهد کرد.

ایجاد هسته های مختلف برای دستگاه های دولتی به موازات دولت در مسند و صدور راهنمائیها و دستورالعمل های کار و مقاومت و عدم همکاری و… برای هرکدام از سازمانها با وظائف گوناگون در زمان و مکان لازم به تدریج به صورت دولت موازی رژیم دیکتاتوری درآمده و قدرت به همان نسبت و سرعت از دست رژیم خارج و به نیروهای آزادیخواه منتقل می شود. در این حالت و مشاهده و درک وآگاهی از توانائی شان، مردم به طور اتوماتیک بر شدت مقاومت و عدم همکاری خواهند افزود.

استراتژیست های جنبش بایستی پیش بینی به موقع و برآورد صحیح از این موقعیت نموده و آغاز حرکت نهائی برای براندازی رژیم را اعلام و اجرا نمایند. در اکثر موارد بسیج کردن همگانی و براندازی نهائی رژیم ممکن است به درازا بکشد، ولی در ج-ا این زمان تقریبا سپری شده زیرا حرکت های عمومی از سالیان پیش و بویژه سال (۸۸) در مقیاس های کوچک و بزرگ انجام گرفته و هنوز هم ادامه دارد و با تمرکز بر روی تقویت آن گروه از مردمی که خواستار سرنگونی رژیم بوده و هستند و تلاش در به میدان کشاندن سایر گروه های خاموش و  یا کم کنش، به منظور برداشتن آخرین گام سرنگونی رژیم باشد.

باز هم یادآوری می شود که تا به حال تقریبا تمام تاکتیک ها و روش های پیشنهادی برای نافرمانی مدنی و به زانو درآوردن رژیم دیکتاتور در همه مبارزات مردمی به کار گرفته شده و با آگاهی از این روش ها بوده که ملایان و عواملشان در تمام مدت، نهایت خشونت را در خاموش کردن هر اقدام آزادیخواهی ( هر قدر هم کوچک ) به هر وسیله و در نطفه بکار برده اند، زیرا از کارآمدی آن به خوبی آگاهند. ضمنا یک سیستم ایمنی محکم در مقابل آن ساخته اند که همان رئیس جمهور “منتخب” و مجلس “منتخب” مردم، سپاه پاسداران انقلاب، نیروهای بسیج مستظعفان و انصار حزب الله و دانشجویان بسیجی و حزب اللهی ورا که در ظاهر همگی مردم مسلمان و با ایمان و پای بند به انقلاب و اخلاقیات اسلامی و غیره و غیره هستند و هر بار که مردم واقعی جامعه شروع به کاری و یا فریادی برای آزادی برمی دارند ، این مزدوران در مقابل آنان دانشجو در مقابل دانشجو، بسیج در مقام نیروی انتظامی و  سپاه در مقام و مقابل ارتش مردمی خواهند ایستاد. از هم پاشیدن این سیستم ایمنی و یا ضعیف کردن آن تا حد امکان، از آغاز تا انتها مهمترین ماموریت هاست. قدرت این سیستم اول در خشونت و دوم در تبلیغات است که هر دو امتحان شده و قابل تضعیف می باشند و قدرت مردم تنها در شمار و حقانیت آنانست و وظیفه تبلیغات صحیح و دقیق در اینجا کاملا روشن است.

واکنش های بین المللی در محکوم کردن و یا عدم پشتیبانی از رژیم و ابراز حمایت از آزادیخواهان، به طور مستقیم در روحیه هر دوطرف اثر خواهد داشت. این واکنش ها امروزه از سوی کشورهای بسیاری انجام می گیرند ولی تا به حال بدلیل تضاد منافع دولتهای بزرگ اثری چندان نداشته بایستی بر فشار بر مجامع بین المللی بمنظور گرفتن حمایت بیشتر افزوده شود.

در درازای مبارزه برای کسب آزادی، پیروزی هایی حتی اگر در نسبت های کوچک به دست خواهند آمد که باید با تبلیغات زیاد و سر و صدا به آگاهی همگانی رسیده، با تبلیغ، شهامت دادن و تشویق و انتشار اخبار این موفقیت، روحیه مردم برای ادامه و به دست آوردن پیروزی های بیشتر بالا برد.

این نکته نیز باید در نظر استراتژیست ها باشد که با وجود پیش بینی زمان دراز برای مبارزه و گرفتن نتیجه دلخواه، این امکان نیز وجود دارد که تحت شرایطی استثنائی و غیر منتظره، مانند آلمان شرقی و بسیج شدن ناگهانی همگی مردم، حکومت خیلی زودتر از موعدی که انتظارش می رود سقوط نماید و بایستی طرحی برای آمادگی و چگونگی عمل در آن مورد هم آماده داشته باشند.

مسئولیت قدرت

طرحریزان استراتژیک، بایستی به طور صحیح و به دقت راههایی را که جنبش پس از پیروزی بر رژیم دیکتاتور انجام بدهد بررسی نمایند، تا هیچ راهی برای ظهور یک دیکتاتوری جدید و یا دولتی با چهره های مختلف و متفاوت ولی پیرو و یا موافق با ج-ا ادامه حکومت نداده و همگی کارها تنها و تنها در جهت پیشبرد هدفهای مردمی انجام گیرند.  باید تصمیم گرفته شود که کدام یک از نهاد ها و سازمانهای دولتی  منحل، تعطیل موقت به منظور تجدید سازمان، تسخیر تا تخلیه اطلاعاتی و خبری، و خلع ید شده و کدامین آنها به طور موقت به کار ادامه دهند. فرمول کلی این است که تمامی نیروهایی که برای حمایت از رژیم و به طور غیر قانونی در مقابل مردم ایجاد و ابراز خشونت کرده اند، بایستی منحل شده و هیچکسی که از رژیم ملایان حتی به صورت بنیادین و ضمنی و یا تغییر یافته و اصلاح شده دفاع نماید، نباید بر سر هیچ کاری گماشته شود و یا مسئولیتی به او داده شود. همچنین باید روشن باشد که چه رفتاری با سران رژیم دیکتاتوری پس از سقوط آن خواهد شد. پس از هرج و مرج اولیه که غیر قابل پیش بینی و پیشگیری است، باید تلاش شود که از خون ریزی های بی دلیل و حساب پرهیز نمود تا بتوان در آینده در اجتماعی بدون تحمل عواقب آن کار ها و برای پیشبرد جامعه کار کرد.

باید مشخص کرد چه کسانی باید محاکمه شوند، باید اعلام کرد که ثروت های غارت شده از زور گویان و فاسدین رژیم پس گرفته می شود، همه خسارتهای مالی همه مردم در پیش و در درازای مبارزه، از جمله شکنجه شدگان و زندانیان سیاسی جبران می شود. ثروت های غارت شده بایستی به مردم برگردانده شده و در راه آبادانی مملکت مصرف شوند. دزدان و جنایتکاران همگی محاکمه و مجازات می شوند. سران پیشین نیروهای ج-ا مانند سپاه و ارتش و بسیج و غیره باید به شدت زیر کنترل باشند که در میان هرج و مرج اقداماتی کودتا گرایانه انجام نگیرند. دولت موقت به سرعت تشکیل و فعالیت خود را آغاز کند.

در مواجهه با مردم مصمم و افزایش روزانه تعداد آنان و سازمان های تشکیل شده مستقل از حکومت که هردوی آنها از سوی رژیم غیر قابل کنترل خواهند بود، رژیم با این حقیقت روبرو خواهد شد که قدرتش رو به زوال است.  تعطیلی های همگانی اجتماعی، اعتصاب های عمومی و فراگیر، خانه نشینی افراد در ابعاد بزرگ راهپیمائی ها و دیگر کارهای مشتق از نافرمانی مدنی، رژیم و سازمانها و موسسات وابسته به آن را به طور اتوماتیک از دور قدرت بیرون خواهند راند و در نتیجه چنین مقاومت و عدم همکاری که به طور صحیح انجام گرفته از سوی اکثریت مردم پشتیبانی می شود، رژیم به گونه ای طبیعی خلع قدرت شده و در نهایت و در برابر اراده مردمی منحل خواهد گردید.

از این واقعیت آگاه باشیم که این گونه مبارزات و جنبش ها، همیشه و یا حد اقل، به آسانی به پیروزی نرسیده اند. تجربه واقعی این است که دقیقا به تعداد پیروزی ها شکست وجود داشته است ( پیروزی یک طرف، شکست طرف دیگر است) ولی جنبش نافرمانی مدنی و عدم همکاری با رژیم تا روز پیروزی نهائی، از بهترین و محتمل ترین عملیات برای موفقیت می باشند. این امکانات با طرح استراتژیک محور و عملیاتی صحیح، سخت کوشی، شهامت و انضباط به حد اکثر می رسند.

 



دیدگاه های این مطلب


I just wake up from bed and I am already reading your blog. This signifies something! Really useful ideas. Thank you!