Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
19 July 2019 /  جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

قدرت اجتماعی چیست؟

قدرت اجتماعی چیست؟ 

قدرتی است که از مجموع توان نهادهای سازمان یافته ی شهروندی به وجود می آید و از حقوق مردم دفاع می کند.

قدرت اجتماعی چگونه شکل می گیرد؟

از طریق بنانهادن واحدهای مردمی سازمان یافته توسط شهروندان و ایجاد پیوند میان آنها با هدف ساختن شبکه های اجتماعی هدفمند و برنامه دار.

نمودهای قدرت اجتماعی کدامند؟

انجمن های هنری و ادبی، هسته های دانشجویی، سندیکاهای صنفی، شوراهای مدیریتی در سطوح مختلف، اتحادیه های کارگری، سازمان های غیر دولتی، موسسات غیر انتفاعی، … و هر نوع تشکلی که به ابتکار شهروندان عادی و در بیرون از ساختار حکومتی شکل می گیرد.

نقش قدرت اجتماعی چیست؟

نخستین کارکرد قدرت اجتماعی ایفای نقش «ضد قدرت» در مقابل قدرت سیاسی حاکمیت است. دوم، دخالت ورزی مردم در مدیریت خرد جامعه می باشد و سوم کسب دانش و تجربه ی لازم برای مدیریت تدریجی سطوح کلان جامعه توسط مردم.

آیا قدرت اجتماعی خود بخود شکل می گیرد؟

خیر، قدرت اجتماعی بر اساس اراده ی مردم برای مشارکت در امر جمعی و نیز جدیت و پشتکار و خلاقیت آنهاست که شکل می گیرد. تا کار جمعی سازمان یافته و جدی نباشد از قدرت اجتماعی خبری نخواهد بود.

آیا اگر دمکراسی بیاید قدرت اجتماعی هم تشکیل می شود؟

در واقع بر عکس است، اگر قدرت اجتماعی تشکیل شود دمکراسی به معنای واقعی کلمه بنیان خواهد یافت. دمکراسی فقط شکل نیست، ذات آن باید تامین باشد که چیزی نیست جز مردم سالاری. یعنی مدیریت مردم بر سطوح خرد و کلان جامعه.

برای تحقق بخشیدن به قدرت اجتماعی از کجا باید آغاز کرد؟

از پایین ترین سطوح: از درون خانواده، محله، کارگاه، اداره، کارخانه، مدرسه، دانشگاه، محل کارو ….

در هر کجا باید جمعی را تشکیل داد و به کار گروهی برای بهبود اوضاع و عملکرد آن نهاد یا مکان پرداخت.

آیا حکومت های استبدادی اجازه ی شکل گیری قدرت اجتماعی را می دهند؟

شکل دهی به قدرت اجتماعی اجازه نمی خواهد. وقتی شهروندان شروع کنند با هم حرف زدن، راه حل یافتن و کار جمعی کردن قدرت اجتماعی بنیان گذاری شده است. فقط می ماند که این کار را گسترش دهیم و به سوی نهادینه کردن آن پیش رویم.

چرا به جای تسخیر قدرت سیاسی به فکر تشکیل قدرت اجتماعی باشیم؟

قدرت سیاسی متعلق به اقلیتی است که چه منتخب باشد چه غیر منتخب دارای محدودیت های بسیار است. مردمسالاری به معنای واقعی یعنی مردم سالار اوضاع خویش باشند، یعنی امورات خود را مورد مدیریت خویش قرار دهند. وقتی قرار باشد همه تصمیم ها توسط اقلیتی اتخاذ شود حقوق تمامی یا بخشی از اکثریت می تواند پایمال شود.

آیا شانس این هست که در ایران هم قدرت اجتماعی تشکیل شود؟

صد البته، نه فقط این شانس هست بلکه ضرورت آن بیش از هر جای دیگری مطرح است. به دلیل سابقه ی سخت استبدادسالاری در ایران ما شانس کمی خواهیم داشت که دمکراسی از بالا را داشته باشیم، بنابراین بهتر است که دمکراسی از پایین را به عنوان استراتژی دنبال کنیم.

فرق دمکراسی از بالا و از پایین چیست و قدرت اجتماعی چه نقشی در آن دارد؟

دمکراسی از بالا فاقد خصلت اجتماعی است، یعنی ریشه در مشارکت نهادینه و تمرین شده ی مردمی ندارد، در حالی که دمکراسی از پایین حرکتی است گام به گام که از طریق تجربه ی عملی مدیریت جامعه توسط مردم از سطوح خرد و حوزه های کوچک شروع شده و به بالا می رود.

آیا بدون قدرت اجتماعی دمکراسی ممکن است؟

فقط به صورت شکل و ظاهر. مردمسالاری به معنی آن است که قدرت تصمیم گیری در دست مردم باشد نه در دست نمایندگان مرد. دمکراسی نمایندگی فقط مرحله ی نخستین مردمسالاری است.

چگونه می توان از حالا کار ساختن قدرت اجتماعی را شروع کرد؟

از طریق ساختن جمع های شهروندی در داخل و خارج از کشور. در رابطه با موضوعات مختلف و برای فعالیت های گوناگون باید به ایجاد انجمن ها و گروه های شهروندی اقدام کرد و به فعالیت منظم پرداخت. آموزش و تمرین مدیریت جمعی امور ما را برای ساختن و پیش بردن مردمسالاری آماده می کند.

آیا اپوزیسیون ایرانی به اندازه ی کافی به قدرت اجتماعی می پردازد؟

بخش عمده ای از اپوزیسیون به قدرت سیاسی نظر دارد و تغییر دمکراتیک از بالا را مد نظر قرار می دهد. اما از آنجا که دمکراسی جز با مشارکت نهادینه ی مردم ناممکن است تلاش اپوزیسیون برای استقرار دمکراسی در ایران نیز یا ناکام مانده است یا در نهایت تبدیل به تغییر از بالا با خصلت غیر اجتماعی خواهد شد.

آیا سازمان خودرهاگران به قدرت اجتماعی توجه دارد؟

بلی، تلاش برای شکل دهی قدرت اجتماعی، یعنی قدرت سازمان یافته ی مردم، استراتژی سازمان ما می باشد. ما تلاش می کنیم که فن خودسازماندهی اجتماعی را به مردم آموزش دهیم تا با ایجاد گروه های شهروندی شروع به فعالیت در مسیر به دست گرفتن سرنوشت خود کنند.

آیا سازمان خودرهاگران بیشتر به قدرت اجتماعی نظر دارد تا قدرت سیاسی؟

صد البته، ما قدرت اجتماعی را دارای اصالت می دانیم و به تقویت آن می پردازیم تا به عنوان ضد قدرت در مقابل قدرت سیاسی عمل کند. ما در امر به دست گرفتن قدرت سیاسی فعالیتی نداریم و تمام کوشش خود را بر روی ساماندهی قدرت اجتماعی متمرکز کرده ایم.

شما در سازمان خودرهاگران برای قدرت اجتماعی و تشکیل آن چه می کنید؟

از آن جا که جوهره ی قدرت اجتماعی خودسازماندهی شهروندان در مدرسه و کارگاه و محله و دانشگاه و کارخانه است ما به کار آموزش فن خودسازماندهی مشغول هستیم و برای این منظور از اینترنت، رادیو و تلویزیون استفاده می کنیم.


برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه های این مطلب


در صورتیکه مردم ناراضی از حاکمیت و سلطه روضه خوانها خواستار سرنگونی رژیم هستند بعد از سی و شش سال تحمل محرومیتها و ناملایمات هنوز از مرحله اعتراضات لفظی عبور نکرده اند و گفتمان مبارزه بیشتر ادبی است تا عملی.البته عملکرد فعالان سیاسی در شعار زدگی جامعه بی تآثیر نیست که تک تک و بطور پراکنده با بررسی رفتار نابهنجار و نابخردانه رژیم مردم را درجریان امور قرار میدهند ولی این روش تاکنون نه باعث اتحاد خودشان شده نه مردم را سازماندهی کرده. چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری در این برهه از مبارزات مردم ایران کارساز خواهد بود همین مسئله سازماندهیست.



ارسال نظر