Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
30 September 2020 /  چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹

رژیم کشتار، اکبر گنجی و مرحوم ماکس وبر – کورش عرفانی

بسیاری به دلیل دارا بودن بندهای ناف ایدئولوژیک، طبقاتی و منفعتی خود به نظام جهل و جنایت، داوطلبانه آفتابه ی آب داغ و مخلوط به مواد استرلیزه کننده ی علوم اجتماعی را بر دست های تا مرفق خونین اربابان خویش می ریزند تا شاید، از پس رفتن آثار قتل و کشتار و اعدام، جای پای خویش را نیز در این میان پاک سازند. بی خبر از آن که آن چه باید در تاریخ ایران و جهان به عنوان جنایت علیه بشریت ثبت شده باشد ثبت شده است. با وجود تمام این تلاش های کاذب لاپوشی، در دل همین سکوت جهنمی ناشی از سرکوب، ندای بلند وجدان بیدارهزاران هزار ایرانی، با آگاهی کامل بر ماهیت و چرایی این مانوورهای بودار و غرض ورز، یک پیام ساده را به گوش جنایتکاران و توجیه گران و تطهیرگران جنایت می رسانند: «نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم».#

جایگاهٔ روشنفکر قابل اعتماد مردم

روشنفکر دردهای مردم می فهمد و منعکس می‌کند.

ناامیدی ساختگی میلیون ها ایرانی – کورش عرفانی

آزاد کردن ایران و پایان بخشیدن به عمر رژیم ورشکسته ی جمهوری اسلامی نه فقط ممکن که آسان است، اما همتی می خواهد که باید این ناامیدان مصنوعی، این ناامیدان خودخواسته، به خرج دهند، از دروغ گفتن به خویش دست بردارند، عنصر شهامت را در خویش تقویت کنند و بیایند در صحنه ی مبارزه و به فراخور توان خویش، مسئولیت قبول کنند و به این ترتیب، بازیگران حرکتی شوند که شانس موفقیتی بالا دارد و در پس آن، ایرانی را خواهیم داشت آباد و ایرانیانی آزاد.

مردم و اپوزیسیون: غایبان بزرگ معادله ی آینده ی ایران – کورش عرفانی

بخش کوچکی از این یک درصد نیرویی است که به راستی می توانید در آغاز کار روی آن حساب کنید و به تدریج افزایش می یابد. باید به آنها ضرورت کار سازمان یافته راتوضیح داد، فن سازماندهی را آموزش داد و به هر طریق ممکن از آنها حمایت مادی و غیر مادی به عمل آورد. دوم این که در اپوزیسیون باید تولیدکنندگان ادبیات سیاسی و کنشگران سیاسی را از هم تفکیک کرد.

آیا روشنفکرِ تابع خردِ نظری باید توده هایِ تابع خردِ عملی را به حال خود واگذارد؟

روشنفکر باید به زبان توده ها سخن گوید، باید به زبان آشنای مردم، ساده، به تصویر کشیده شده و برخوردار از تمثیل و بار احساسی صحبت کند.

رابطه ی روشنفکر با مردم چگونه باید باشد؟

آن نیرویی در کوتاه مدت بر حرکت توده ها سوار می شود که بتواند با منطق و زبان متناسب با فهم تجربی-احساسی توده ها با آن ها ارتباط برقرار کند و در ایشان انگیزه و امید پدید آورد.

فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی… (بخش دوم)

تا زمانی که روشنفکر ما دست به گِل نبرد و نرود در درون واقعیت ها، و روش تحقیق را پیدا نکند، و تابع نتایج مستندِ بدست آمده از پژوهش خودش نباشد، در کار روشنفکری بیشتر ادیب است تا روشنفکر.

“روشنفکری دینی” درباره مناظره سروش دباغ با عطا هودشتیان در برنامه پرگار

روشنفکر کسی ست که غم دوران دارد و از اینرو باید به مشکل عصر تاریخی خود بپردازد، و در هر دوره این مشکل متفاوت مینماید. مسئله اصلی دوران ما در ایران امروز “گذر از استبداد دینی” ست. مقوله “گذر” در اینجا هم سیاسی و هم فلسفی است و نقد قدرت و دین را توامان در بر می گیرد. همینجاست که جایگاه فیلسوف از روشنفکر جدا می شود. اگر این فاصله وجود نداشت، مارکس نمی گفت: فیلسوفان جهان را تفسیر کردند، حال آنکه باید آنرا تغیر داد! پس روشنفکر نمیتواند تنها مفسر دوران باشد، اگر اینگونه باشد، نقش روشنگری و آگاه سازی اجتماعی نخواهد داشت.

فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی؛ غلبه بر استبداد (بخش اول)

نکته دوم، نویسندگان جامعه اند. آنها متوجه این موضوع نیستند که اگر نتوانند، خطّ قرمز مابین خلاقیتِ ادبی و گرایش های سیاسی را حفظ کنند، می افتند به همان چیزی که شما به آن «تحلیل ایمانی» می گویید. یعنی تحلیلی مبتنی بر «اعتقاد». اعتقادی که از «سازمان» گرفته شده، و دانشی که برای بسط آن مورد استفاده قرار می گیرد. در صورتی که چنین انسانی شاید هیچوقت به دنبال این نباشد که بر اساس فکت ها آن اعتقاد را بسنجد و ببیند که آیا کاربردی دارد یا نه.

حکومت استبدادی، انسان جامعه استبدادی

تا زمانی که ما موفق نشویم، با خودنقدگری؛ با زیر سوأل بردن بسیاری از باورهایی که تابحال با آنها حرکت و مبارزه می کردیم، یک انقلاب درونی و فرهنگی در درون جناح اپوزسیون بوجود نیاوریم، تنها کاری که می توانیم بکنیم، بازتولیدِ حاکمیتهای استبدادی یکی بعد از دیگری ست.