Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
۲ اردیبهشت ۱۳۹۸پخش زنده رادیو اتحاد
22 April 2019 /  دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

مراسم محرم در آمریکا و اروپا: نمایش قدرت تروریستی سپاه – کورش عرفانی

نگارنده تمام فعالان سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج از کشور را به هشیاری دو چندان دعوت کرده و هشدار می دهد که کسانی که در مورد آنها صحبت می کنیم، سپاهیان و دلواپسان و غیره، افرادی هستند که، بر اساس استانداردهای روانشناسی و روانپزشکی، در مقوله ی «بیماران روانی بسیار خطرناک» ارزیابی می شوند. کسانی که جنایت و قتل عام برایشان کمترین قبح و اهمیتی ندارد. هشیار باشیم تا غافلگیر نشویم. خرس زخمی سپاه از پیش خطرناک تر شده است.

رولت سوری سپاه روی شقیقه رهبری – کورش عرفانی

در سناریوی سیاه سپاه، مردم فقط به عنوان شورشیان گرسنه ی آینده که قابل قتل عام و سرکوب هستند در نظر گرفته می شوند؛ این در حالیست که کار بر روی سازماندهی نیروهای معترض اجتماعی، از همین حالا، می تواند سپاه و در ورای آن، تمامیت نظام حاکم را، با نیرویی مواجه سازد که در صورت ورود به صحنه قادر است، بدون جنگ و خونریزی، بساط کل نظام را برهم زند و آینده ای متفاوت را برای کشور رقم زند.

دشواری‌های به حاشیه راندن سپاه پاسداران از ساختار قدرت

روحانیت سنتی که سه دهه است از قدرت سپاه برای سوارشدن بر سرنوشت جامعه‌ ایرانی بهره برده است، اینک در مقابل بومرنگ حضور پررنگ نظامیان قرار گرفته است. سپاهیانی که تمایلی به ترک صحنه‌ پرمنفعت اقتصادی ندارند و برای این منظور اگر بدنه‌ حاکمیت را با منافع خویش در تضاد ببینند، می‌توانند دست به اقداماتی بزنند که برای کلیت نظام خطرساز خواهد بود.

مهندسی انتخابات و برپایی کره ی شمالی اسلامی – کورش عرفانی

در ادامه ی این شرایط سپاه با اصرار اتمی خویش شرایط برد و باخت مطلق را مطرح خواهد کرد: یا دستیابی به سلاح اتمی و باقی ماندن دراز مدت بر سریر قدرت و یا بردن کشور به سوی یک جنگ و رویارویی تمام عیار و نابودساز کشور. سناریو دیگر فشار معیشتی، جرقه ی اعتراضی و بروز انفجار اجتماعی است. در این صورت اگر این شورش بتواند مورد هدایت و سازماندهی قرار گیرد می تواند یگانه راه برون رفت از سناریو جنگ و یا تبدیل ایران به کره ی شمالی اسلامی باشد. خواهیم دید…

دعواهای جناحی، علت‌های ریشه‌ای: نگاهی به عمق درگیری‌های جناح‌های درون نظام

یک خطای محاسباتی فاحش توسط خامنه‌ای در جریان انتخابات ۸۸ او را از جایگاه استراتژیک پایین کشید و به یک مهره‌ تاکتیکی در کنار یکی از جناح‌های نظام تبدیل کرد. سقوط خامنه‌ای به این سطح زمانی به یک فاجعه تبدیل شد که همین جناح، که خامنه‌ای اعتبار خود را به پای آن سوزانده بود، به او پشت کرد. احمدی نژاد تا اینجا موفق شده است کاری را که هیچ مهره‌ دیگری در نظام قادر به آن نبوده، عملی سازد: پایین کشیدن ولی‌فقیه از جایگاه تعیین کننده‌ سابق خویش.

ولی‌فقیه و جدال‌ قدرت درون نظام

نقش و جایگاه «والا» معرفی شده‌ خامنه‌ای دستخوش ضربات جدی شده و دیگر آن شکوه و عظمت «مقام عظما» مطرح نیست. خامنه‌ای به دستگیره‌ی سیاسی این یا آن باند قدرت‌طلب تبدیل شده و هر کس از اعتبار او به عنوان سپر دفاع از خویش بهره می‌گیرد. در این میان، جریان احمدی‌نژاد به‌نحو بی‌رحمانه‌ای سر مقام رهبری را در عزا و عروسی خویش می‌برد تا نشان دهد که آن چه امروز احمدی‌نژاد درو می‌کند حاصل چیزی است که خامنه‌ای از سال ۱۳۸۴ کاشته است.

نگاهی به ریشه‌های اوج‌گیری اختلافات جناح‌های حاکم

در شرایط کنونی بدیهی است که جناح‌های درون نظام برای بقای خود، علاوه بر سرکوب مردم و انکار فشارهای جامعه‌ جهانی چاره‌ای نخواهند داشت جز حذف درون ساختاری برخی باندهای دردسرساز و به این واسطه، رسیدن به نوعی یکپارچگی که اجازه دهد بر سر موضوعات مهم با جهان غرب و به ویژه آمریکا به مذاکراتی سرنوشت‌ساز بپردازند. برای چنین کاری یک جراحی خونین در درون نظام اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

جناح احمدی‌نژاد: خروج از نظام یا ماندگاری

بدنه اصلی جناح احمدی‌نژاد، سپاهی اعم از نظامی، امنیتی و اطلاعاتی است. بسیاری از آنها، در مقام‌ها و پست‌های دولتی، هم اکنون نیز مقام و جایگاه سپاهی یا اطلاعاتی خویش را حفظ کرده‌اند. اینک می‌توان آنها را «برادران سپاهی- مدیر دولتمرد- تاجر» نامید. بسیاری از آنها حالا دیگر سرمایه‌داران نوکیسه‌ای هستند که ضمن حفظ مقام سپاهی خویش، قدرت دولتی دارند و نیز کسب و کاری که به مدد وام‌های مفت و کلان دولتی رونق گرفته است. بعید است که بتوان این سپاهی‌ها را با پایان دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به درون پادگان‌ها فرستاد تا بر مراسم صبحگاهی و آموزش دوش‌فنگ سربازان نظارت کنند.

گذر از انقلاب اسیدهای معده به دمکراسی

شناخت نظری شورش ها، بررسی نمونه های تاریخی موجود، بیرون کشیدن راهکارها، آموزش دادن راهکارها و در بین آنها، آموزش خودسازماندهی اجتماعی به لایه هایی که توان جذب این آموزش و اجرای آنها را دارند: شاید یک درصد از جمعیت کنونی جامعه. تمرکز نظری و عملی روی تبدیل شورش به جنبش سبب می شود که اپوزیسیون بتواند از وقت و امکانات و دانش خود در مسیری استفاده کند که قابلیت عملی وقوع دارد.

در سالروز ۲۵ خرداد ۸۸: کنشگران جنبش این بار دیگر برای نمایش به خیابان نمی آیند برای رزم می آیند.

بر اساس این تجربه، جوانان این بار می دانند که باید از سازماندهی، آموزش، تجهیزات و برنامه ریزی برای مقابله با ماموران رژیم برخوردار باشند.