Error: Feed has an error or is not valid



 


 


 


 
اخبار و رویدادها
۲۶ شهریور ۱۳۹۸پخش زنده رادیو اتحاد
17 September 2019 /  سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸

گذر از انقلاب اسیدهای معده به دمکراسی

شناخت نظری شورش ها، بررسی نمونه های تاریخی موجود، بیرون کشیدن راهکارها، آموزش دادن راهکارها و در بین آنها، آموزش خودسازماندهی اجتماعی به لایه هایی که توان جذب این آموزش و اجرای آنها را دارند: شاید یک درصد از جمعیت کنونی جامعه. تمرکز نظری و عملی روی تبدیل شورش به جنبش سبب می شود که اپوزیسیون بتواند از وقت و امکانات و دانش خود در مسیری استفاده کند که قابلیت عملی وقوع دارد.

بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی – قسمت ۲

سرنوشت شورش ها و جنبش ها سر خیابانها تعیین می شود و نه در بحث های طولانی و نه در کلی گویی کردن ها. می توان ده سال دیگر را در فیس بوک و تویتر به هدر داد ولی به این وسیله نمی توان جمهوری اسلامی را از اریکه ی قدرت به پایین کشید.

بررسی روش های مدیریت شورش های اجتماعی – قسمت ۱

این یک پتانسیل عالی برای نیروی کنشگر و نیرویی که می خواهد به طور علمی و حساب شده و نه فقط احساسی و هیجانی با مسائل بر خورد کند فراهم می آورد. در اینجا کنشگر به دو نوع آمادگی نیاز دارد: یکی آمادگی نظری و دیگری آمادگی عملی

سازماندهی و تکامل تاریخی

استراتژی سازمان خودرهاگران در مسیر تبدیل اراده های فردی به اراده ی سازمان یافته ی جمعی می باشد. وقتی بتوانیم شبکه های جمعی سازمان یافته را متشکل سازیم می توانیم شرایط را به نفع اکثریت مردم تغییر دهیم

قدرت اجتماعی چیست؟

قدرتی است که از مجموع توان نهادهای سازمان یافته ی شهروندی به وجود می آید و از حقوق مردم دفاع می کند.

قدرت اجتماعی چگونه شکل می گیرد؟

از طریق بنانهادن واحدهای مردمی سازمان یافته توسط شهروندان و ایجاد پیوند میان آنها با هدف ساختن شبکه های اجتماعی هدفمند و برنامه دار.

ضرورت خودسازماندهی، درس بزرگ جنبش سال ۸۸

شاید بد نباشد که در این زمینه به راهکار «خودسازماندهی» توجه نشان دهیم. روشی که در آن، نیروهای آگاه و کنشگر جامعه، به جای انتظار ظهور یک تشکیلات متمرکزِ سازمانده از نوع، که دیگر امکان پدیدآمدنش نیست، به طور خودکفا و فعال با بهره برداری از روش های ارتباط مدرن و کلاسیک اقدام به این کار می کنند. بر این مبنا، این واحدهای خودسازمان یافته جمع های متشکل از کنشگران را زمینه سازی می کنند، آموزش می بینند و در صحنه های مختلف جامعه مانند کارخانه و دانشگاه و محله به طور ملموس و مادی اقدام به آگاهی رسانی و هدایتگری معترضین می نمایند. جبران کمبود سازماندهی از طریق خودسازماندهی است.

به‌جای فدرالیسم و قوم‌گرایی به فکر قدرت اجتماعی باشیم – کورش عرفانی

مشکل در تمرکز قدرت در دست غیرکُرد و غیرآذری نیست، مشکل در تمرکز قدرت در دست حکومت است، هر حکومتی. راهکار در جدا شدن کُرد و آذری از مجموعه‌ی ایران نیست، در این است که قدرت اجتماعی در جای‌جای ایران شکل گیرد. نیاز به این است که شهروند ایرانی، آذری و خراسانی و خوزستانی و بلوچ و کُرد و غیره در سرنوشت اجتماعی خویش و نه در جست‌وجوی تعیین تکلیف قومی خویش فعال شوند.

خودسازماندهی یعنی…

خودسازماندهی یعنی تبدیل شدن به شهروندانی که در کنارهم از منافع خویش دفاع می کنیم.

خودسازماندهی تلاش هدفمند شهروند عادی است برای بیرون کشیدن خود از ضعف ناشی از پراکندگی در مقابل دستگاه سازمان یافته ی سرکوب و غارت حاکمیت.

خودسازماندهی تلاش هدفمند شهروند عادی است برای بیرون کشیدن خود از ضعف ناشی از پراکندگی در مقابل دستگاه سازمان یافته ی سرکوب و غارت حاکمیت.