وقتی به خیابان آمدید، بمانید تا دیکتاتور برود

وقتی به خیابان آمدید، بمانید تا دیکتاتور برود

کورش عرفانی

یادداشت روز سایت دیدگاه

جنبش های پیاپی و همچنان در جریان تونس و مصر درس های فراوانی دربر داشت که باید مورد توجه ما ایرانیان قرار گیرد، همان گونه که آنها نیز از تجارب جنبش مردم ایران در سال 88 بهره برده و می برند. درس های متعددی در این میان مطرح بود: ضرورت حداقل سازماندهی، نبود رهبری کندکننده ی جنبش، پرهیز از قرار دادن دهها دایه و قیم و صاحب برای جنبش و تلاش برای فراگیر کردن اجتماعی و طبقاتی حرکت و امثال آن. اما در این نوشتار فقط به یکی از آنها می پردازیم و آن عبارت است از استمرار و پیوستگی حرکت اعتراضی بعد از شروع.

همگی به خاطر داریم که سال گذشته با آغاز سرکوب در 30 خرداد 88 جنبش به نوعی از نفس افتاد و دارای یک روند تقویمی و فرسایشی شد. یعنی تظاهرات نوبتی شد و براساس تقویم وقایع رسمی کشور: روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا و 22 بهمن. این روند به معنای آن بود که مردم به خیابان می آمدند بهای سنگینی را بابت آن می دادند و بعد به خانه ها می رفتند تا یک ماه دیگر. این حرکت گسسته سبب شد که رژیم زمان لازم برای بسیج نیرو و امکانات را داشته باشد و جنبش را به تدریج تضعیف و با شناسایی و قلع وقمع و سرکوب آن را ناکام سازد. این شاید بزرگترین اشتباه جنبش بود. در حالی که می شد بعد از 25 خرداد و حضور میلیونی در تهران، در خیابان ها ماند، به خانه نرفت و حرکت را استمرار بخشید تا دولت عقب نشینی کند. این کار نه فقط ممکن بود بلکه هزینه ی جنبش را به شدت پایین می آورد و می توانست در فرصتی کوتاه پیروزیی بزرگ را نصیب مردم کند.

نبود فکر، برنامه ریزی، هدفمندی و نیز وحشت کسانی که به طور تصادفی در راس این جنبش قرار گرفته بودند از تبدیل آن به یک حرکت برانداز، از همان ابتدا، علیه پویایی درونی جنبش عمل کرد و سبب شد که مردم، پس از آن راهپیمایی بی مانند 25 خرداد، به خانه ها بروند و رژیم به خیابان ها بیاید. این اشتباه تاکتیکی سبب یک ضربه استراتژیکی به جنبش شد و جبران آن نیز ناممکن گشت.

اینک که ضعف های جنبش اعتراضی 88 مشخص شده است و جایگاه واقعی رهبران نمادین جنبش بهتر برای مردم روشن شده است می توان این درس را آویزه ی گوش کرد که «وقتی به خیابان آمدیم، می مانیم تا بروند.» بدیهی است که این کار آسانی نیست، بهای سنگینی دارد که مردم تونس دادند و مردم مصر با صدهها کشته و هزاران مجروح در حال پرداخت آن هستند، اما در عین حال یگانه راهست. تنها راهست. یا باید آمد و ماند یا نباید آمد و بی دلیل هزینه داد.

وقتی مردم می آیند و می مانند دولت را به تدریج در مقابل یک بن بست واقعی قرار می دهند، در یک نبرد، پیروزی در گرو گرفتن حق انتخاب از دشمن و تحمیل انتخاب های خود به اوست. وقتی مردم خیابان را ترک نمی کنند یعنی انتخاب می کنند که بمانند، دولت باید با آن مقابله کند. چون باید به آن بپردازد دیگر نمی تواند تدارک خفه کردن جنبش به صورت ریشه ای را داشته باشد؛ نمی تواند برای سرکوب جنبش استراتژی تدارک ببیند، باید به انتخاب های تاکتیکی تن دردهد، یعنی با حضور مردم مقابله کند. این در حالیست که مردم با حضور خود در خیابان در حال اجرای یک استراتژی هستند. استراتژی حضور مستمر و فتح یک به یک سنگرهای دشمن. حضور مستمر مردم سبب می شود که دولت در مقابل انتخاب های رادیکال قرار گیرد: یا سرکوب خونین و بردن شرایط به سمت انفجارعمومی و بنابراین نابودشدن در طی یک خیزش رادیکال و یا عقب نشینی ها کوچک که سبب تقویت روحیه ی مردم و تضعیف روحیه ی حکومت می شود. این مجموعه ی همین عقب نشینی های کوچک است که سبب عقب نشینی نهایی رژیم خواهد شد.

اما این را بگوییم که حضور مستمر در خیابان به صورت کاملا خودجوش هم نمی تواند باشد و نیاز دارد به حداقلی از سازماندهی. یعنی باید باشند کسانی که به صورت سازمان یافته در این باره اقدام می کنند و بدنه ی اصلی جمعیتی را که قرار است بماند تشکیل می دهند و به دنبال آن خواهند بود که با برخوردهای خشونت آمیز قابل پیش بینی رژیم مقابله کنند. بنابراین این کار به آمادگی ذهنی و عملی نیاز دارد و نمی تواند به طور تصادفی روی دهد. صد البته وقتی این هسته ی اصلی کمابیش سازمان یافته موجود باشد باقی کار توسط قدرت بی نهایت مردم به طور خودجوش تکمیل خواهد شد.

نتیجه گیری این بحث آن که درس بزرگ جنبش های دو کشور تونس و مصر برای ما ایرانیان این است که هر موقع و به هر بهانه که حضوری وسیع در خیابان یافتیم، این حضور را حفظ کنیم، استمرار بخشیم، گسترش دهیم و آن را تبدیل به موتوری برای بازگرداندن پیوسته ی مردم به صحنه ی اعتراضات خیابانی قرار دهیم. بدیهی است که این حضور مستمر سبب گسترش تظاهرات و اعتراضات پراکنده اما سراسری در کل کشور می شود و بخصوص فضا را برای اعتصاب های سراسری فراهم می سازد. از دل آن راهپیمایی های میلیونی دیگر زاده می شود که به واسطه ی آنها می توان به رژیم حاکم اولتیماتوم و مهلت زمانی مشخص داد و او را در نهایت وادار به ترک صحنه ی قدرت کرد.

***

www.korosherfani.com

6 February