دمکراسی: تحلیلی از قدرت اجتماعی- قسمت 1

دمکراسی: تحلیلی از قدرت اجتماعی

نوشته ای از:  “دکتر ژان آتلی” (Dr. John S. Atlee) با همکاری “تام آتلی” (Tom Atlee)

برگردان به فارسی: داریوش افشار

ویرایش از دفتر تولید سازمان خودرهاگران

****************************

ما در دنیایی زندگی می کنیم که قدرت، به طور بسیار نا متعادلی تقسیم شده است.

این اختلاف توازن قدرتی، ریشه ی بسیاری از مشکلات اجتماعی است.

ترمیم نامتعادلات قدرتی، می تواند در راستای حلّ بسیاری از مشکلات نقش آفرین باشد.

پرداختن به این موضوع، صرفنظر از ای نکه ما در چه محدوده ای مشغول به کار باشیم، امری خردمندانه محسوب می شود.

چکیدۀ مطلب

در گیر و دار زندگی روزمره فردیمان با دیگر مردمان (کودکان، رؤسا، مأمورین اخذ مالیات بر درآمد)، توانمندی ما در پاسخگویی به آن چه که از امیال ما نشأت می گیرد (آزادی)، ارتباط زیادی با درجه ی موفقیّت ما در قبال متقاعد ساختن و تأثیر گذاری ما بر روی این افراد و یا بر عکس، علیرقم میل باطنی ما، تأثیر گذاری این افراد بر روی ما، دارد.

قدرت اجتماعی یعنی قابلیّت تأثیر گذاری و یا مقاومت در مقابل تأثیر پذیری. افراد ثروتمند، با نفوذ، متشخّص، هوشمند و غیره…معمولأ در تأثیر گذاری بر روی افراد دیگر موفّق هستند. در بیشتر موارد (امّا نه مشخصأ در همۀ امور) این گونه افراد دارای قدرت اجتماعی هستند.

در جایی که یک فرد و یا گروهی صاحب قدرت بیشتری از دیگران باشد، رابطه ی بین آنان نیز دمکراتیک نخواهد بود. لازمۀ برقراری دمکراسی این است که قدرت اجتماعی یا مساوی ویا متعادل باشد.

شاید این طور به نظر بیاید که دارا بودن قدرت مساوی به طور جمعی با عقل جور در نمی آید؛ برای نمونه، روابطی که در یک شرکت بزرگ می تواند برقرار باشد. تحت یک چنین شرایطی، افراد مشخصی می توانند صاحب قدرت و یا امتیازات بیشتری باشند. امّا چنانچه مسئولین امر به کسانی که تحت مدیریّتشان هستند پاسخگو باشند، و اگر موقعیّت بدین گونه ایجاب کرد که زمان ترک مقام آنها فرا رسیده است و آنها به این امر گردن نهند، چنین تمرکز قدرتی می تواند دمکراتیک باشد.

نکتۀ اصلی اینجاست که: اگر چیزی قرار است عدّه ای را تحت تأثیر خود قرار دهد، این عدّه می بایستی توان دخالت و تأثیر پذیرفتن و یا توان مقاومت در برابر آنچه که اتفاق می افتد را داشته باشند. این بدین مفهوم نیست که تک تک این افراد آن چیزی را که طالبش هستند بدست بیاورند. بلکه بدین معناست که خواسته های این عدّه به شکل عادلانه با خواسته های تمامی کسانی که درگیر یک چنین مقوله ای هستند، در توازن قرار بگیرد. هر سیستم و دستگاهی که متضمن چنین تعادل و توازنی در قدرت باشد، دمکراتیک عمل میکند.

—————————————————————————————————————-

دمکراسی: تحلیلی از قدرت اجتماعی

دمکراسی و آزادی، ارزشهای محوری جامعۀ آمریکا هستند. امّا از آنجائی که این مفاهیم در دوران حاضر معانی مختلفی را بخود القاء کرده اند، می توان به جرأت گفت که تقریبأ بدون محتوی و بی معنی شده اند. در اینجا و آنجا اغلب دیده میشود که از چنین مفاهیمی برای پیشبرد سیاستهای اغلب به غایت غیر دمکراتیک استفاده میشود. برای نمونه، استفاده از صرفأ شعارهای تبلیغاتی (پروپاگاندا) توسط افراد و یا گروه های فشار، که در ضمن اغلب مزیّن با هالۀ “آمریکائی نمائی” هستند، تنها برای پیشبرد غلبۀ شخصی بر کسب سهم بیشتری ازقدرت مردم به کار گرفته و اعمال می شوند.

تحلیلی که در این نوشتار از قدرت اجتماعی ارائه می شود، سعی بر این دارد تا با تعاریفی منسجم، واقعی و اجتماعی-علمی، در مقابل تعاریف به غایت تحریف شده ای که از جانب گروههای مختلف، از “انجمن ملّی کارخانه داران” گرفته تا “حزب کمونیست”، به اشاعه ی آنها پرداخته می شود را به چالش بگیرد.

مهمترین عملکرد یک تئوری نوین اجتماعی، فراهم آوردن یک بدیل منطقی، روشنفکرانه و اخلاقی در مقابل آن چیزی است که در حال حاضر به انجام آن مشغولند و یا اینکه می خواهند تغییراتی را به وجود بیاورند، امّا  بدلیل ندانستن راهکارها و مکانیسم این تغییرات هنوز نمی دانند که چگونه و با چه ابزاری باید با آن روبرو بشوند چرا که راهکارهای نوین با اندیشه ها و نهاد های سنتی آنان بسیار متفاوت هستند.

تحلیل حاضر از قدرت اجتماعی سعی بر این دارد تا در خدمت کسانی باشد که نگران تمرکز و عملکرد غیر مسئولانۀ قدرت در جامعۀ ما هستند. ما در اینجا نشان خواهیم داد که این تحلیل، آنچنان چارچوب فکری را ارائه می دهد که در بطن آن، راه حل هایی را که با موازین و آرمانهای دمکراتیک همخوانی دارند گنجانده است.

قدرت اجتماعی

قدرت اجتماعی، پایه و اساس و رکن مشترک در سیاست، اقتصاد و تمامی دیگر روابط اجتماعی است. این عنصر در تمامی آحاد و گروههای اجتماعی وجود دارد و علّت وجودی آن از ارتباط این آحاد و گروههای اجتماعی با یکدیگر نشأت می گیرد. “رابینسون کروزو”، آواره و تنها ذر یک جزیرۀ دور افتاده، تا زمانی که با “جمعه” دراین جزیره ملاقات نکرده بود، نیازی به درافتادن با این مقوله را نداشت!

قدرت اجتماعی دارای دو جنبه است:

توانمندی در تأثیرگذاری بر روی دیگران به منظور پیشبرد منافع و یا خواسته های خودی

توانمندی مقاومت در مقابل اعمال دیگران

در تئوری، این امکان وجود دارد که بی طرفی اجتماعی برقرار باشد؛ یعنی ما بتوانیم منافع و خواسته های خود را بدون این که تأثیری بر روند زندگی عادی دیگران بگذاریم، به پیش ببریم. در عمل امّا، فرآیند پیشبرد اکثر منافع و خواسته های ما، به گونه های مختلف، تأثیرات اجتماعی خودرا بر جا می گذارند.

قدرت اجتماعی با اشکال مختلف خود را نمایان می کنند. برخی از مهمترین آنان در ذیل آمده است. البته، اشکال بسیار دیگری نیز وجود دارند.

  • · قدرت اقتصادی

o قدرت صنعتی و یا تولیدی، برای کنترل تولید، منابع و نیروی کار

o قدرت اقتصادی، به منظور خرید و یا کنترل بازار توسط پول یا اعتبار مالی

o قدرت بازار، به منظور تأثیرگذاری بر روی مصرف، تولید، قیمتها، دستمزد ویا دیگر شرایط داد و ستد

  • · قدرت دولتی

o قدرت قانونگذاری، برای طرح و اجرای قوانینی که تصاحب، توزیع و بهره برداری از قدرت اجتماعی را ممکن می سازد

o قدرت پلیس، برای به اجرا گذاشتن قوانین و حفظ منافع صاحبان قدرت

o قدرت قضائی، برای داوری در قبال استفاده و توازن قدرت اجتماعی

o قدرت تنظیم کننده، برای نظارت به امور اقتصادی و سیاسی

o قدرت اداری، برای امکان پذیر ساختن در به اجرا گذاشتن و یا مقاومت در برابر سیاستهای اتخاذ شده

  • · قدرت فیزیکی

o اعمال نیروی فیزیکی، خشونت و تهدید به خشونت برای اجبار به مطیع ساختن رفتار دیگران

  • · قدرت سیاسی

o قدرت سازماندهی شده برای هماهنگ کردن فعالیّتهای جمعی

o قدرت تبلیغاتی-ترویجی (پروپاگاندا) برای تأثیرگذاری بر بینش عمومی، انگیزش و شناخت و تجربۀ واقعیّت

  • · قدرت رسانه ای

o قدرت رسانه های جمعی برای تأثیرگذاری و یا کنترل اطلاعات و ارتباطات و قابلیّت مردم در رساندن و یا گرفتن آنها

  • · قدرت دانایی و آگاهی

o قدرت دانایی و آگاهی برای شناخت و درک موقعیّتها، برای پیش بینی و برنامه ریزی و برای توانمندی در تأثیرگذاری؛ به خصوص با علم به اینکه با استفاده از کدامین اشکال قدرت می توان توفیق یافت

  • · قدرت شخصی

o رهبری برای ایجاد انگیزه و هماهنگی در میان مردم

o متقاعد سازی و بسیج دیگران با توسل به درجه ی آگاهی، حضور ذهن و عقیدۀ آنها

o استفاده از انرژی و استعداد نهفته ی خودی، در شروع و انجام فعالیّت ها

o هوشمندی در درک مفاهیم و حل کردن مشکلات

o مهارت فنّی در بکارگیری صحیح منابع و عبور از موانع موجود

o علاقه به تشویق دیگران در بیرون آمدن از لاک خود و نشان دادن عکس العمل و قدم گذاشتن در راه پیشرفت

o نشان دادن صلاحیّت در خود به منظور جلب اعتماد متقابل، وفاداری و پشتیبانی از دیگران

o داشتن آرمان برای به حرکت درآوردن، به منظور اندوختن و استفاده از قدرت اجتماعی

o داشتن مهارت در طرح استراتژیکی و تاکتیکی مناسب برای ایجاد و بهره برداری بهینه از موقعیّت ها

o داشتن توان الهام دادن به دیگران برای به حرکت درآوردن و متبلور کردن استعدادهای نهفته در آنان

  • · قدرت موقعیّت شناسی

o امنیّت در قدرتمند بودن و آزادی عمل در معاملات

o داشتن دست بالا در موقعیّت های گوناگون در استفاده از دیگر اشکال قدرت

o محدود کردن دیگران در دخالت در امور با استفاده از پنهانکاری و مخفی نگهداشتن

  • · قدرت فرهنگی و نهادی (میتواند بدون در اختیار قرار داشتن، مورد استفاده قرار بگیرد)

o                               مؤسسات اجتماعی و سنّت ها، حد و مرز و قراین اعمال قدرت را تعریف می کنند

o                               قوانین و اساسنامه ها، حدود و مسیر قدرت را تعریف می کنند

o     نظرات و طرح افکار می توانند محورهائی را پدید بیاورند که حول آنها بتوان مردم را بسیج کرد و سمت و سو داد

o     اتفاق نظر جمعی، معیار ابراز حمایت و یا مخالفت عموم شمرده می شود

ادامه دارد…

—————————-

ژان آتلی رئیس هیئت مدیرۀ نهاد برای تحلیل های اقتصادی است. این نهاد، ارائه دهندۀ چارچوبی نوین در مفهوم  “برخوردی مسئولانه با مدیریّت دمکراتیک اقتصادهای بومی (در سطوح ملّی)” است.